پورتال اتحاديه فرش دستباف ايران در ژاپن

Persian Carpet Association portal in Japan
همچنين دیگر مقاله های قالی دستباف ایران را در اين بخش بخوانيد بازگشت تماس با ما در باره اثحادیه صفحه اول 日本語


ویژگی های فنی بافت در قالیهای فارس






کاري از: سمانه محسنی و ندا رنجبر استاد راهنما: عبدالله احراری



منابع و مأخذ 1- پژوهشی در فرش ایران تألیف و گردآوری تورج ژوله تهران یساولی 1381 2- فرش ایران تألیف محمد جواد نصیری تهران پرنک 1382 3- دستبافهای عشایری و روستایی فارس تألیف سیروس پرهام جلد 2 تهران امیر کبیر 1371 4- دستبافهای عشایری و روستایی فارس تألیف سیروس پرهام جلد 1 تهران امیر کبیر 1364 5- قالی های ایرانی تألیف ارمرهانگلدین ترجمه اصغر کریمی 6- ماهنامه قالی ایران نشریه وارد کنندگان فرش ایران در آلمان سال پنجم شماره 52 ، 24 ، 60 7- روزنامه جام جم 4 تیر ماه 1385 8- آمار نامه استان فارس تألیف سازمان برنامه ریزی و بودجه استان .


ویژگی های فنی بافت در قالیهای فارس


1- نوع گره : هم گره فارسی و هم گره ترکی مورد استفاده است که شیوه نخست در ایل قشقایی و ایل باصری و روستاهای خنجگشت و نی ریز مرسوم است و شیوه دوم میان ایلات عرب و بهارلو و روستاهای بوانات و ابوالوردی .
2- نحوه پود کشی : کلیه قالی های فارس هم به صورت لول باف و هم به صورت تخت باف تولید می شوند .
3- مواد اولیه : در بیشتر قالیهای کهنه فارس از پشم برای پرز و تار فرش استفاده شده است . اما کاربرد نخ پنبه ای نیز برای تار و پود به ویژه در مناطقی مانند کوهستان داراب و اقلید و آباده و فراغه متداول بوده است . از ابریشم نیز برای تار و پود و پرز فرش در قالیهای این استان استفاده می شده است .
4- چله کشی : اغلب به صورت معروف ترکی است .
5- نوع دارها : دارهای اصیل این استان همگی از نوع افقی ( زمینی ) بوده است و در حال حاضر به صورت محدود دارهای ایستاده نیز رواج یافته است .
6- رجشمار : رجشمار قالیهای فارس متفاوت و ممکن است از 15 الی 20 و در قالیهای نوع گبه تا 40 و 50 در قالیهای نفیس متغیر می باشد .
7- ابعاد : ابعاد قالی فارس اغلب کوچک و از خورجین و چنته و فرشهای کوچکتر از ذرع و نیم آغاز می شود و در موارد نادر از شش و هشت متر مربعی بیشتر است . قالی های بزرگتر از هشت متر مربعی منحصر است به روستاهای بوانات و سروستان ، بخصوص شورجه و مهارلو که در موارد استثنائی قالیهای بیست و سی متری هم به طور سفارشی می بافته اند .
ویژگی های ظاهری فرش فارس
در یک طبقه بندی کلی طرحهای قالی فارس به دو گروه تقسیم شده است :
گروه اول : طرحها و نقش و نگاره های سنتی و عشایری است که کمتر دستخوش تغییرات زمان قرار گرفته و با تغییرات اندک از سالها پیش به یک شیوه بافته شده است . خصوصیت اصلی این طرحها و نقوش حالت هندسی نگاره و ذهنی بافی است و نیز پیروی نکردن از یک الگوی معین و نداشتن نظم خاص و اجتناب از قرینه سازی جز در طراحی ترنجها و حاشیه ها . این شیوه نقش پردازی را سبک اشکالی یا نقوش اشکالی نیز می نامند .
گروه دوم : طرحها و نقشهای منظم و پیوسته و منسجم و متقارن است که بیشتر آنها منشاء عشایری و روستایی ندارد و طراحی آنها عمدتاً از فرشهای شهری باف و سایر هنرهای تمدن شهرنشینی مانند پارچه و ترمه و قلمکار و کاشی الهام گرفته . منتهی به سبک و شیوه خاص بافندگان عشایری ساده شده و شیوه گرفته است . در این شیوه بجای نگاره های لوزی و چهار گوش وشش گوش و هشت گوش و خط های راست و شکسته بیشتر از گل و گیاه و شاخ و برگ و خطوط گردان استفاده می شود و امکان ذهنی بافی بسیار کم است . رایج ترین و معروف ترین نقوش این گروه عبارتند از نقش محرمات ، ماهی درهم ، بته ای ، گیاهی و افشان .
از دو گروه نقشهای فوق که بگذریم نقش قالیهای دیگری هم هست که کاربرد آنها محدود به یک تیره معین با یک گروه بافنده دریک دوره خاص نیست . و شاید هم پیش از این بافته نشده باشد . این دسته را نقشهای خاص می نامند که معروف ترین آنها عبارتند از : طرح وزیر مخصوص ، قالیهای عکسی و تخت جمشیدی .
مهمترین رنگهای قالی فارس عبارت است از : لاکی و صورتی و سرخابی و ارغوانی، دوغی و طلایی، آبی، سرمه ای و انواع سبز و زرد، قهوه ای و سفید .
قالی فارس به روایت ارمن هانگلدین
در امر مربوط به تجارت قالی ، تحت عنوان قالی شیراز ، تمام محصول ناحیه فارس ( جنوب غربی ایران ) در نظر گرفته می شود . قبل از همه به بافته های ایل بزرگ و کوچ نشینی اشاره کنیم که اصالت ترکمنی دارند و قشقایی نامیده می شوند . افراد این ایل در سرزمین وسیعی در شمال شرقی شیراز چادرهای خود را برپا می کنند . سپس به قالی های خمسه « متشکل از پنج ایل کوچ نشین به نام های عرب ، اینانلو ، باصری ، بهارلو و نفر که هر کدام منشاء جداگانه ای دارند و حوزه ای در شمال شهر شیراز زندگی می کنند » و بالاخره به محصول روستاهای ناحیه شیراز اشاره کنیم که جمعیت ساکن در آنها را بخصوص فارسی زبانان تشکیل می دهند .
با وجود اینکه قالی های شیراز توسط جمعیت هایی بافته می شوند که دارای بنیادهای گوناگونی هستند ولی در غالب موارد این قالی ها دارای ویژگی های مشترکی به شرح زیر می باشند .
1- چیرگی سبک هندسی بر تمام نقش ها .
2- زمینه اکثر قالی های عاری از لچک هاست و در مرکز آن یک تا سه ترنج لوزی یا شش ضلعی متصل به هم قرار دارند .
3- حاشیه ای که از 3 تا 7 قاب تشکیل شده است با برتری نقوش هندسی شده ( مثلاً ستاره های هشت گوشه ، هشت
ضلعی های شقه شده ، لوزی هایی که خط محیطی آنها به صورت پلکان است ، برگهای دندانه دار ، با اینکه نقش هایی بنام ( اشکالی ) که از مجموعه ای لوزی تشکیل شده و از طریق طارمی های الوان به همدیگر متصل شده اند )
4- چیرگی رنگ هایی که چندان روشن نیستند ، بافتی که کلاً نرم و شل است و وزن متوسطی دارد .
5- وجود یک نوار گلیم بافت آبی و قرمز یا بلوطی ، به خصوص در قالی های قدیمی .
برای تشخیص هویت این قالی ها دقیق تر باشد به نشانه های دیگری نیز اشاره می کنیم . در اکثر موارد خطوط محیطی ترنج ها از خطوط صاف تشکیل نشده است بلکه از خطوط دندانه ای یا چنگک دار بوجود آمده اند . در قالی های قدیمی تر ، زمینه قالی به رنگ آبی نیست بلکه با خطوط هاشوری رنگارنگ شقه شقه شده است .
معمولاً درون ترنج ها ، لچک ها و حتی خود زمینه قالی مملو از مجموعه ای از نقش های استلیزه ای است که با داشتن سبک هندسی ، نقش قالی های قفقازی را تداعی می نماید . از بین این نقش ها، بوته های درختچه ای گل دار، حیوانات کوچک، ستارگان، چند ضلعی ها ، پرندگان و بخصوص، نقش خروس را مشاهده می کنیم، نقش مار، به صورت استلیزه شده آن به کرات به شکل یک حرف (s) بزرگ ظاهر می گردد و این همان نقشی است که در قالی های قفقاز دیده می شود.
نقش ( بته میری ) نیز غالباً اقتباس شده است. این نقش را در متن این قالی ها اکثراً درون نقش خروس می بینیم. بنابراین باور دین زرتشتی درباره نشانه نمادین خروس و سرو برای ما روشن تر می شود . به نقش خروس و نقش ( بته ) ای که روی قالی های شیراز قرار دارد می توان نشانه زیر را منتسب نمود: جاودانگی و نمیرایی در بهشت زرتشت کسی که اعمال مذهبی را با صداقت و صمیمیت انجام داده است پاداش خواهد دید .
در قالی های شیراز ( بته ) ها ایفاگر نقش نمادین هستند . بعلاوه آنها گاهی نیز تشکیل عناصر ( پر کننده ) زمینه را می دهند . بنابراین ( بته ) ها یا به شکل و سبک هندسی یا به شکل و سبک طبیعی در کنار سایر نقش ها خود را جلوه گر می سازند . ضمناً همین ( بته ) ها در قالی هایی که عاری از لچک ها و ترنج مرکزی هستند مورد استفاده وسیع تری پیدا می کنند که غالباً نیز انحصاری می باشند ( نقش تکراری ) که در تمام زمینه قالی پراکنده می شوند مثلاً در بعضی از قالی های قدیمی قشقایی ( بته ) ها را در ردیف های منظم روی نوارهایی به رنگ های گوناگون و به هم چسبیده ای گذاشته اند .
مواد اولیه ای که در آنها بکار رفته اند همانند اکثر قالی هایی که توسط کوچ نشینان ونیمه کوچ نشینان تولید می شوند تقریباً بطور انحصاری از پشم می باشند . پشم بکار رفته در قالی های شیراز نرم و شبیه به رشته های کوچک ابریشم وبطور قابل توجهی حالت ابریشمین دارد . این امر بویژه در قالی های قدیمی دیده می شود . رشته های تار همان رنگ طبیعی پشم را دارند اینها حتی می توانند دو رنگ باشند . یک رشته تار به رنگ روشن ورشته دیگر به رنگ تیره . برعکس رشته های پود از پشم های رنگ شده و تا اندازه ای نیز همیشه به رنگ قرمز خرمایی یا بلوطی هستند . این پودها پس از هر رج از گره ها ، یک یا دو بار از میان رشته های تار می گذرند . بیشتر قالی های شیراز در دو طرف خود لبه های پوشیده ای از رشته های پشم دارند که رنگ آنها در هر ده یا بیست سانتی متر عوض می شود . حالت چند رنگ بودن آنها غالباً توسط توده های کوچکی از پشم که به فاصله های منظم از حاشیه ها جدا شده اند تشدید می گردد . درمورد رنگرزی ، حتی در قالی های جدید و مداول شیراز فقط از رنگ های طبیعی استفاده می شود در مورد رنگ بنای قالی ها اشاره می کنیم که رنگ آبی مخصوص برای زمینه ، حالت چیرگی دارد و پس از آن رنگ های قرمز و بلوطی قرارمی گیرند و به دنبال آنها ولی به مقدار خیلی کم – رنگ های سفید ، آبی روشن ، زرد ، سبز و بنفش قرار گرفته اند . قالی های قدیمی تر از طریق مایه های زنده تر رنگ ها و درخشندگی پشم ها تفاوت خود را بروز می دهند .
در بین این قالی ها مطلوب ترین و مرجع ترین اندازه همان قطع سجاده ای متر ویا قطع متوسط یا متر است . قالی های شیرازی که اندازه آنها از متر تجاوز کند بسیار نادر است.
بطور کلی قالی های شیراز نه دارای یک بافت ویژه دقیق هستند و نه دارای ویژگی های خاص مربوط به دوام . معذالک این قالی ها جزو متداول ترین قالی ها قرار می گیرند.
دلیل این امر زنده بودن حالت تزیینی و رنگ آمیزی آنهاست که به نوعی غنای نقش ها مربوط می گردد . بهای نازل آنها نیز به موفقیت تجاری آنها کمک کرده است . از بین محصولات گوناگون گروه قالی های فارس از قالی های ( خمسه ) نام ببریم که متداول ترین کیفیت از این گونه را نشان می دهد . بطور کلی این قالی ها دارای همان نقش هایی هستند که در بالا توضیح داده شد ولی بافت آنها زمخت و خشن است و پشم آنها دارای کیفیتی متوسط می باشد . گره ها تا اندازه ای درشت تر و پرز آنها دارای ارتفاع متوسط است . در این قالی ها نیز مثل قالی های شیراز که روستاهای فارس زبان آنها را تولید می کنند ، عموماً گره های فارسی باف بکار می روند (900-400 گره در هر دسی متر مربع ) رشته های تار فقط یک بار از روی هر رج گره می گذرند . برای تار و پود ، معمولاً ازپشم بز به رنگ بلوطی تیره استفاده می شود . ولی ، در تعداد زیادی از قالی های محصول جدید جای این پشم را رشته ضخیمی از نخ پنبه ای گرفته است که مانع تغییر شکل این قالی می شود « کجی و نا منظم بودن خطوط محیطی قالی » این نقص را همیشه به صورت شدید یا ضعیف در قالی هایی که دارای تارهای پشمی هستند ، می بینیم . رنگ های تیره بخصوص آبی ، بلوطی ، قرمز مایل به بنفش تیره در این قالی با چیرگی دارند .
برخلاف قالی های خمسه قالی هایی که تحت عنوان قشقایی یا ترکی شیرازی شناخته شده اند ، بیش از همه قالی های شیراز مورد توجه هستند . این قالی ها با داشتن ویژگی های فنی و همچنین ارائه نقش هایی که تا حد زیادی خاص خودش می باشد از سایر قالی های این طبقه قابل تشخیص ترند ، زیرا نقش ویژه آن نوعی نقش استلیزه خرچنگ است که یا بر مرکز زمینه قالی و یا اگر قالی دارای ترنج هایی ، باشد که از تعدادی لوزی یا چند ضلعی تشکیل شده اند . بر این ترنج ها تسلط دارد . این نقش خرچنگ بر چهار عدد لچک گوشه ها نیز چیره است . رنگ زمینه این لچک ها معمولاً روشن ، سفید عاجی ، یا قهوه ای بسیار روشن است . قالی های قشقایی نیز معرف تنوع زیادی از نقش های پرکننده زمینه هستند . مثل درختچه ها ، شاخه ها ، حیوانات و غیره و تعداد کمی از ( بته ) های عجیب و بی قاعده ای را می بینیم که از عناصر گل دار تشکیل شده اند و گاهی تمام سطح فرش را می پوشانند .
در مجموع، سبک نقشین کردن این قالی ها نسبت به قالی های شیراز خشکی کمتری دارند و مایه رنگ ها روشن تر و زنده تر است . رنگ این قالی ها که همه بنیاد گیاهی دارند شامل رنگ های قرمز ( برای حاشیه ها ) آبی کبالت ( بخصوص در زمینه قالی ) قهوه ای کاملاً روشن ، آبی روشن سبز و به نسبت زیادی یک زرد طلایی خوش رنگ که از اسپرک آمیخته با روناس بدست می آید . در مورد بافت نیز قالی های قشقایی، با سایر قالی های این گروه تفاوت دارند. زیرا بجای استفاده از گره فارسی باف . از گره ترکی باف استفاده می نمایند. ضمناً ارتفاع پرزها نیز کوتاه و فشردگی گره ها بسیار زیاد ( از 1800 تا 2800 گره در دسی متر مربع ) است . بافت این قالی ها برعکس قالی های خمسه تماماً از پشم و بسیار دقیق و فشرده است. رشته های تار دارای رنگ واحد و از ضخامت متوسطی برخوردار می باشند. این رشته های تار به سختی کشیده شده و بطور متناوب یکی در میان عقب و جلو می باشند . پود روی هر رج از گره ها فقط یکبار از میان نخ های تار می گذرد . رنگ این پودها قرمز یا گلی است. قطر آن در مقایسه با رشته های تار نازکتر است ، همین امر موجب می شود که پشت قالی دارای خطوط برجسته موازی هم باشد. لبه های جانبی این قالی ها غالباً پوشیده از رشته های پشمی به رنگ زرد یا قرمز و اندازه آنها معمولاً کوچک یا متوسط است .
منظور از این نام گذاری ، که مطمئناً ریشه تجاری دارد ، اطلاع دادن به خریدار است که قالی دارای کیفیت خوبی است و شایسته مسلمانان و زائران مکه می باشد . قالی های بسیار قدیمی که گره آنها از پشم شفاف و نرم و ملایم است . گاهی مواقع منحصراً دارای نقشی هستند که از خطوط موازی و عمودی الوان به وجود آمده است . ریشه های آنها که گیسوباف هستند ، غالباً پس از یک نوار باریک زیلو بافت تیره رنگ قلاب باقی شده شروع می شوند .
قالی های افشار نزدیکی زیادی با قالی های فارس دارند . این قالی ها نام خود را مدیون افشاری ها هستند . اینها ایل نیمه کوچ نشینان ترک زبانی می باشند که خاستگاهشان آذربایجان است و در قرن هفدهم میلادی به دلیل ایلی بودنشان توسط شاه طهماسب به ناحیه ای که بین کرمان و شیراز قرار دارد ، کوچانده شده اند . برعکس این نظریه ، ژاکوبی فکر می کند که افشارها از بین النهرین آمده اند . کوچ کردن آنها در قرن هفدهم به دلیل مالیات سنگینی بوده که زمامداران امپراطوری ترک ، که در آن زمان استیلای خود را روی این ناحیه هنر پرور گسترده بودند بر آنها تحمیل می کرده اند . افشارها برای اینکه خود را از پرداخت چنین مالیاتی برهانند دعوت شاه عباس را برای آمدن به ایران پذیرفته و در آنجا چادر زده و در قسمتی از کشور که بین کرمان و شیراز است اقامت گزیده اند . به استثنای پاره ای از قالی های بسیار قدیمی یا محصولات پاره ای از مراکز ( تبریز ، سعد آباد ) که به نام « کوت لو » معروف هستند ( با طرحهای گل وبوته ای ) قالی های افشار بطور میانگین دارای کیفیت پائینی می باشند .
این امر ناشی از خوب نبودن نقش ، بافت و مواد اولیه مورد مصرف است . طرحها بسیار متنوع هستند . بافندگان این قالی ها از نقش های هندسی و نیمه هندسی با الهام کامل از نقش های شیراز استفاده می کنند که عبارتند از : لوزی های بزرگ یا شش ضلعی های مرکزی ، ستاره ها یا تصویرهای استلیزه شده حیوانات ، چلیپاها ( غالباً در قاب اصلی حاشیه که در آن لوزی هایی با خطوط محیطی پلکانی نیز می بینیم ) نقش های گل و بوته ای که بیشتر حالت طبیعی خود را حفظ کرده اند . تمام این طرح ها بیانگر تأثیر محصول کرمان است . استفاده انحصاری از نقش ( بته ) ها نیز بسیار متداول است . این نقش در روی این قالی حالت هندسی پیدا می کند و ابعاد آنها بزرگتر از ابعاد ( بته ) هایی است که معمولاً به آنها بر می خوریم . گزینش و اقتباس افشارها محدود به نقش نمی شود . بلکه شامل تکنیک کار نیز می گردد و از گره ترکی یا فارسی باف به یک اندازه استفاده می شود . تار و پود این قالی ها برعکس قالی های شیراز از نخ پنبه ای بوده و گاهی نیز از هر دو جنس هستند که با هم مخلوط شده اند ، یعنی یک رشته نازک از پنبه و یک رشته نازک از پشم با هم تابیده شده و نخ بوجود آورده اند . پود آنها غالباً قرمز یا گلی تیره است . این تار پس از هر رج از گره ها یک بار از روی آنها و از بین رشته های تار می گذرد . ولی در بعضی از قالیها ( کوت لو ) نخ پود دوبار هم عبور کرده است . در این حالت نیز پشت قرمز مایل به خرمایی رنگ قالی به صورت خطوط راه راه و برجسته که جهت آنها در جهت طول قالی است . این حالت ناشی از نابرابری قطر نخ های تار و نخ های پود است زیرا که نخ های تار کلفت تر از نخ های پود می باشد پشم گره ها همیشه دارای کیفیت خوبی نیست و این امر بخصوص در پاره ای از قالی های افشاری که دارای کیفیت خوبی نیست و این امر بخصوص در پاره ای از قالی های افشاری که دارای تولید جدید و گسترده ای هستند دیده می شود . در این قالی ها از پشم دباغی شده نیز استفاده می شود . برای جبران دوام کم پشم ، ارتفاع پرز گره ها را ( از 600 تا 900 گره در هر دسی متر مربع ) متوسط می گیرند تا جسمیت بیشتر به این قالی که بافت آن شل است بدهند . رنگهای آنها عموماً روشن تر و زنده تر از رنگ قالی های شیراز است . در بین این رنگ ها مسلط ترین آنها مایه های قرمز زنده یا روشن ، آبی روشن یا متوسط و عاجی می باشد رنگ ها کلاً بنیاد گیاهی دارند . در دو انتهای آن ریشه هائی وجود دارند که قبل از آنها یک نوار باریک گلیم بافت الوان قرار گرفته و لبه های قالی ها نیز الوان می باشد . قطع آنها کوچک و یا متوسط است و مثلاً متر یا متر ) قالی هایی با ابعاد بزرگتر کمیاب هستند . بطور کلی ارزش تجاری قالی های افشار نسبتاً کم است . از جمله قالی های فارس ، گونه نسبتاً متأخری را به نام قالی های آباده داریم . ریشه های تار آنها از نخ پنبه ای است و به ندرت از پشم نیز می باشد . در مجموع قالی های آباده دارای کیفیت ارزشمندی نیستند ولی نباید منکر جذابیت قطعی آنها شد . نقش آنها اساساً مبتنی بر نقش ظل السلطانی است که در روی زمینه چنان تکرار شده که یک شبکه تیره از اسلیمی ها را بوجود آورده است . رنگ آن نیز اکثراً بلوطی تیره می باشد و در زمینه کرم رنگ بخوبی خود را نشان می دهد . در مورد رنگ باید گفت که همه آنها بنیاد گیاهی دارند . رنگ های بلوطی تیره و زرد پر رنگ از اولویت مشخصی برخوردارند که یاد آور قالی های مجاور آن یعنی قالی های بختیاری هستند . بررسی تحلیلی یک قالیچه :
تصویر صفحه بعد یک قالیچه بافت عشایر لر فارس را نشان می دهد این قالیچه یکی از زیباترین و در عین حال پر رمز و راز ترین بافته های عشایری است . نگاره ها وفرم های بکار رفته در این قالیچه در عین حالی که از نظر تعداد در قسمت های بالا و پایین متفاوت است به بهترین نحو ، تعادل را در کل تصویر حفظ کرده است . پخش رنگ ها نیز بسیار منطقی و صحیح انجام شده و به استثنای رنگ آبی تند لباس فیگور پائین صحنه در هیچ قسمتی از تصویر رنگ ها آزار دهنده نیستند . فیگورهای متن جهتی یکسان و رو به بالا دارند همچنین درختها ، بوته ها و حیوانات نیز رو به بالا قرار گرفته اند ، در حالی که فرم های حاشیه های جانبی حرکتی رو به پایین دارند . به نظر می رسد که بافنده این اثر ، به عمد و برای جبران جهت فیگورهای ایستاده متن ، حاشیه های دو طرف را رو به پائین نقش کرده است . جالب است که حاشیه های بالا و پائین نیز در همین راستا و برای ایجاد تعادل در جهت حاشیه های جانبی است . ضمن اینکه فرم های استفاده شده در حاشیه های اصلی تشابه بسیار با فرم قسمت بالای درختان داشته و رنگ های بکار رفته در حاشیه ها نیز متناسب با رنگ های متن می باشد . در واقع هنرمند با انتخاب این حاشیه همزمان به چندین هدف اندیشیده و به آنها دست یافته است . در متن قالیچه چهار ده فیگور انسانی ایستاده اند که در نگاه اول تکرار فرم می نمایند و تفاوت چندانی بین آنها وجود ندارد . اما با کمی دقت به راحتی می توان فهمید که این فیگورها در واقع شکل ایده آل خانواده های عشایری است . خانواده ای با چهار پسر و یک دختر . مرد خانواده در بالا قرار گرفته است . مادر در قسمت پائین و چهار پسر و یک دختر در قسمت میانی تصویر و هر کدام نزدیک به همجنس خود قرار گرفته اند . پسران نزدیک پدر و دختران نزدیک مادر . لباس پسرها با دخترها متفاوت است . در سمت پائین لباس دخترها ، کمی پهن تر شده است که مانند دامن به نظر می رسد در حالی که در لباس پسرها این حالت وجود ندارد هر چند که این حالت درلباس مردان نیز دیده می شود اما اندام ستبر مردان و پهن بدن ، آنها را کاملاً از زنان قسمت پائین تصویر متمایز می کند . از وجوه دیگر تمایز میان مردان و زنان چشمان فیگورهاست . همان طور که مشخص است زنان و دختران دارای چشمان به مراتب درشت تر و رنگین تر نسبت به مردان و پسران هستند ضمن آن که دو خانم پائین تصویر دارای ابروانی کوتاه تر از سایر فیگورها می باشند. جدای از فیگورها موتیف های دیگری در متن فرش دیده می شود که مهمترین آنها درختانی است که به احتمال زیاد برگرفته از فرم درخت زندگی است . این درختان در قسمت میانی فرش به صورت عمودی بر روی یکدیگر قرار گرفته اند . رنگ آمیزی شاخ و برگ درختان که به شکل مربع هایی یک اندازه جلوه گر شده اند بسیار زیبا و دیدنی است. چنان که در بعضی از قسمت ها این مربع ها همرنگ متن قالی هستند. شکل قرار گرفتن مربع های روی درختها و جهت آنها با زاویه هایی که دست فیگورهای انسانی ایجاد کرده اند هماهنگی قابل توجهی ایجاد کرده است . در کناره های متن و همچنین در قسمت پائین متن به بوته های کوچکی بر می خوریم که تعداد و اندازه آنها در قسمت پائین بیشتر و بزرگتر از قسمت بالاست . به جز درختها و بوته ها نگاره ای که بیشترین تعداد را در بین نگاره های این فرش دارد گل های گردی است که در همه جای متن فرش با اندازه ها و شکل ها و رنگ های متفاوت پراکنده است که البته برعکس بوته ها تعداد این گل ها در قسمت بالای فرش بیشتر از قسمت پایین است . این گل ها بعلاوه درخت ها و بوته ها نمادهایی هستند از طبیعت گیاهی محل زندگی بافنده که بنا بر نیاز به انجام آن مبادرت کرده . از دیگر نقش مایه های مهم و قابل دسترسی نقوش حیوانی این فرش است . در قسمت بالای فرش در جائیکه محل ایستادن مردان وپسران است ده نقش حیوانی دیده می شود که به احتمال زیاد نمادی از گله های عشایر است همراه با سگ گله. قرار گرفتن این حیوانات در قسمت بالای تصویر شاید به این دلیل باشد که نشان دهد که گله داری و پرورش حیوانات از مشاغلی است که صرفاً مردان عهده دار آن هستند و یا باید باشند . نکته بسیار مهم و قابل توجهی که طی این بررسی می توان به آن دست یافت. شم هنری و قدرت زیبا شناسی است که از ابتدای تولد در نهاد آدمی وجود دارد . البته نمی توان منکر تعلیم و تربیت در این باب شد ، اما آنچه از تعلیم و آموزش آکادمیک مهمتر است ، زندگی همراه با تفکر و نگاه کاشفانه به اطراف خود است که به انسان قدرت تمیز و تشخیص خواهد داد. نگاهی که همه هنرمندان بزرگ و نامی تاریخ هنر از آن بهره مند بودند ، که قبل از اینکه هنرمندان قابلی باشند یقیناً انسانهای بزرگ و برجسته ای بودند که دید هنری قوی خود را با آموزش صحیح و اصولی همراه کرده و از خلاقیت که نتیجه این ترکیب زیباست بهره برده و اثراتی پدید آورده اند که همواره در تاریخ هنر ماندگار خواهد بود . در کنار این موضوع باید این واقعیت را پذیرفت که بوده اند انسانهای هنرمندی که بدون بهره گیری از آموزش کلاسیک ، موفق به خلق آثاری بسیار زیبا و ماندگار مانند قالیچه مورد بحث شده اند . نکاتی که بافنده این قالیچه به طور غریزی در ترکیب و بافت آن در نظر داشته است نکاتی بسیار فنی و قابل توجه است . او با رعایت این نکات همراه با رویکردی روایت گرانه از زندگی روزمره و محیط اطراف ، اثری بسیار زیبا و دوست داشتنی پدید آورده است که بدون شک خود را مجذوب خواهد نمود . احیای نقوش فرش فارس
دنیایی که ما در آن زندگی می کنیم دنیایی است که گرچه انسانها در آن به اصطلاح ماشینی شده اند ، اما هنوز هم هنر و آثار هنری به روح و روانشان آرامش می بخشد و می توان گفت که آنها را به ابداع و نوآوری در این زمینه وامی دارد .
دنیای هنر در جهان امروز ، ایران را با فرشش می شناسد . فرشی که روزگاری نام ایران را با هنر در آمیخته و مشهور ساخته بود . اما افسوس که حفظ این جایگاه و مقام میسر نشده و با ورود رقبا به میدان و رواج کپی برداری از نقشه های اصیل فرش ایرانی به تدریج هنر فرش ایران از دایره رقابت در این زمینه به کنار زده شد و باز به تولید همان کارهای تکراری بسنده کرد . با این حال هنوز هستند هنرمندانی که همچنان در پی جنبه های هنری فرش هستند و با آن زندگی می کنند . خانم یلدا رجا از جمله این افراد هنرمند است که در گوشه ای از شهرستان ممسنی زندگی می کند . این هنرمند طرحی نو به نام باغ نیلوفری ممسنی خلق کرده است . او معتقد است که با توجه به فرهنگ غنی این مرزوبوم و با تأکید بر اصالت و طرح و نقشه های قدیمی می توان طرحها و نقشه های جدیدی را ابداع نمود که توسعه صادرات فرش دست باف را تسهیل نمایند .
این طرح همانطور که گفتیم باغ نیلوفری ممسنی نامیده می شود و در هر 10 سانتی متر آن تعداد سی گره زده شده است طرح این فرش به سفارش اداره فرش مدیریت صنایع روستایی جهاد سازندگی استان فارس و با همکاری طراحان استان و بهره گیری از پیشرفته ترین نرم افزارهای رایانه ای موجود در کشور تهیه شده است که نشانه احیاء ، بازسازی ، تلفیق و ابداع نقوش جدید فرش می باشد. شهرستان ممسنی در شمال غرب استان فارس در دامنه رشته کوههای زاگرس قرار دارد و ایلات لر ممسنی از چهار بلوک جاویدی، دشمن زیاری، بکش و رستم تشکیل شده است .
معروف ترین هنر این عشایر گبه بافی است . در این منطقه لر نشین ، انواع نگاره های مرغی و گیاهی در بافت فرشها بکار می رود. برخی از این نگاره ها عبارتند از :
1- نگاره های مرغی و کله مرغی
2- نقش مایه های گیاهی
3- نگاره های بته ای
4- نقوش جانوری
5- مشتقات گردونه خورشید
6- انواع گلها
7- ستارگان
8- شکلهای شطرنجی
مشخصات بعضی از نقش مایه های طراحی شده ، بدین شرح است .
حاشیه : تغییر خطهای حاشیه فرعی اول از هر دو سمت نشانه جنبش مداوم و خستگی ناپذیر است . نگاره های مرغی و کله مرغی موجود در حاشیه دوم فرعی ، نماد ابر و باران خواهی می باشد که در هنر ساسانی تعمیم بیشتری داشته است ، همچنین پرندگان ، پاسدار درخت مقدس هستند که نمادی از بارروی خاک است . یکی از درختانی که در سراسر منطقه ممسنی به وفور یافت می شود درخت بلوط است که با توجه به این فراوانی، حاشیه بلوطی شامل برگ بلوط و دو میوه کامل آن طراحی شده است . گل نیلوفر نیز تاریخچه ای کهن دارد و نمونه هایی از آن در ته ستونهای یافته شده در منطقه ممسنی بسیار به چشم می خورد . حاشیه نیلوفری این فرش نیز با توجه به همین موضوع طراحی گردیده است . حاشیه متن قالی به صورت کنگره ای طراحی شده است که نمادی از کوههای اطراف منطقه و استواری آنها می باشد . لچک : نقش یک گل زنبق کامل در لچک این نقشه به چشم می خورد که روی طرح موجود بر روی یک پی سوز کشف شده مربوط به دوره هخامنشی طراحی شده است ، گل زنبق در فرهنگ اساطیری و بومی مردم منطقه به منزله روشنایی و تداوم می باشد . ترنج : در ترنجهای کوچکتر دو سر فرش از یک طرح متداول لوزی ( نقش آب یا حوضی ) استفاده شده است . در قسمت درونی ترنج بزرگ و کوچک توسط یک نیلوفر آبی که در حاشیه نیز از آن استفاده شده است به یکدیگر متصل شده اند . با توجه به اینکه قسمت پائینی ترنج نشانه های آب را به همراه دارد و در قسمت فوقانی آن درخت زندگی ترسیم شده است ، نیلوفر آبی پیوندی بین این دو طرح به وجود آورده است . متن نقشه : در حاشیه متن نقشه از سه نقش حوضی یعنی طرح نقش آب استفاده شده است که همراه با سه بوته گل یادآور باغهای ایرانی می باشد . دو طاووس به صورت جفت به نشانه عدد دو که عددی مقدس می باشد در پائین متن نقشه و در لا به لای درختان این باغ ایرانی ، دیده می شود . یک قوچ نیز در میانه زمینه خودنمایی می کند . قوچ در تاریخ و اساطیر منطقه نماد آبدان آسمان و جاودانگی و نشانگر باران می باشد . بررسی آثار تاریخی زیر کمک شایانی در به ثمر رسیدن طرح مزبور نموده است :
1- پی سوز دوره هخامنش
2- خمره های سفالین کنگره دار .
3- سکه های کنگره دار دوره ساسانی .
4- سنگ منقوش محرابی در فهلیان ممسنی .
5- ته ستونهای منقوش به گل نیلوفری مربوط به دوره هخامنش .
6- فرشها ، سوزن دوزیها و گلیم های قدیمی منطقه ممسنی .
قالی بافی فارس در حال حاضر
در استان فارس حدود 4000 منطقه تولید فرش در مناطق شهری ، روستائی و عشایری وجود دارد و حدود 140 هزار نفر به تولید فرش دستباف مشغولند و سالیانه افزون بر یک میلیون متر مربع انواع فرش شامل گبه ، گلیم و قالی می بافند که در حال حاضر 5697 نفر از بافنده از تسهیلات بیمه استفاده می نمایند . روش بافت فرش دستباف در فارس روشی منحصر به فرد است و بافندگان بدون بکارگیری طرح و نقشه تنها به صورت ذهنی مبادرت به بافتن فرش می نمایند ضمن اینکه استفاده از رنگهای گیاهی از جمله مزیت های فرش دستباف فارس است در این بین عشایر فارس سالانه 120 هزار متر مربع گلیم و گبه و کیف و بالش و پشتی دستباف تولید می کنند ضمن اینکه بافت سیاه چادر نیز توسط دختران جوان عشایر از پشم بز رواج دارد که در مقابل باران و سرما مقاوم است همچنین قالی عشایری فارس که به قالی قشقائی معروف است در میان مردم ایران و خارج از کشور هواداران بسیاری دارد




چگونگی قالی بافی در استان فارس


در قالی بافی استان فارس به لحاظ اهمیت دست بافت های عشایر ساکن و متحرک در این ناحیه ابتدا به سابقه تاریخی و چگونگی و کیفیت دست بافت های ایلات قشقایی ، خمسه و لرهای ممسنی و بویراحمد پرداخته سپس در ادامه بحث به شهرهای دیگر استان می پردازیم که در حقیقت قالی بافی در آن ها بازتابی از این حرفه پیشینه دار ایلیاتی است .
بطور کلی روش های بافت و نقش مایه ها و نگاره ها که در حد کمال زیبائی و تنوع می باشند در هر ایل و طایفه و در هر ناحیه فرق می کنند . به تقریب کلیه آن ها بر روی زمین بافته می شوند . قالی و قالیچه های فارس بیشتر دو پوده بوده و تار و پود آنها از پشم می باشد . گره بکار رفته در فرش های استان فارس بسته به ایل و طایفه متفاوت است . چنانچه در دست بافته های ایل قشقائی گره فارسی رایج و در میان بافنده های مستقر در نی ریز و اصطهبانات گره فارسی – ترکی بسته به مورد رایج است و درسایر ایل ها می توان گفت به تمامی گره ترکی و یا متقارن را ترجیح می دهند . پشم های بدست آمده از گوسفندهای فارس لطیف و براق بوده و رنگ های پر مایه و دلپذیری که در این ناحیه به فراوانی یافت می شوند بر روی این الیاف خود نمایی بیشتری می یابند.
ایل قشقایی :
ایل قشقایی بزرگ ترین ایل فارس و حتی ایران است که پیشینه مهاجرت آن ها به چندین قرن قبل بر می گردد . بنابر شواهد تاریخی تیره های مختلف این ایل از ناحیه های غربی دریای خزر ( آذربایجان و قفقاز ) و هم چنین ناحیه های شرقی آن ( ترکمنستان و نواحی شمال خراسان ) به این سرزمین کوچانیده شده اند .
مؤلف فارسنامه ناصری تیره های قشقایی را از بازماندگان ترکان خلج می داند که از مقابل لشکریان شاه محمود غزنوی گریخته و به فارس مهاجرت کرده اند و شاید وجه تسمیه قشقایی به لحاظ اشتقاق آن از فعل قاچماق باشد که در زبان ترکی به معنی گریختن است که در ابتدا به صورت قاچ قایی در آمده و سپس به قشقایی تبدیل شده است .
قالی بافی پیشه و هنری است که در میان دختران و زنان این ایل مرسوم است و دست بافته های آن ها بنام قالیچه هایی ترکی شیرازی شهرت پیدا کرده است که بیشتر جهت استفاده های شخصی و یا به عنوان جهیزیه بافته می شوند وبه این لحاظ کمتر در معرض خرید و فروش قرار می گیرند .
بافندگی قشقایی ها مانند سایر عشایر بر روی زمین و بر روی دارهای افقی و بدون نقشه صورت می گیرد و بطور معمول هنگام بافندگی از قالیچه دیگری که به آن دستور می گویند الهام گرفته و کار بافت را انجام می دهند .
همسر یکی از مستشرقین فرانسوی بنام « مادام دیولافوا » در کتابی به عنوان ( مسافرت دیولافوا به ایران و کلده ) در شرح خاطرات سفری که در سال 1884 میلادی به اتفاق شوهرش به ایران داشته درباره قالی بافی عشایر فارس چنین می نویسد « ... چادر قبایل فارس انسان را از آفتاب حفظ می کند ولی از سرما نگهداری نمی کند ... » در انتهای چادر دستگاه قالی بافی وجود دارد که بر روی زمین گسترده شده است . وقتی که ایل کوچ می کند این دستگاه را لوله کرده و بر قاطر و یا الاغ بار می کنند و هر جا که دوباره منزل کردند دستگاه را گسترانیده و مشغول کار می شوند . بنابراین اگر به واسطه انتقال دستگاه حاشیه فرش کج شد و رنگ ها اختلافی پیدا کردند باید زنان ایل را معذور داشت . این زنان بدون نقشه کار می کنند و راهنمای آنها فقط آموزش های خانوادگی است که از مادرها به آنها می رسد هم چنان که دستور رنگ آمیزی را هم یاد می دهند . رنگ های نباتی را که آن ها به کار می برند ثابت و بادوام هستند و در آفتاب و باران تغییر نمی کنند و برای دو یا سه نسل قابل استفاده می باشند ... » ایل قشقایی به شش طایفه به شرح زیر تقسیم می شوند : عمله ، شش بلوکی ، دره شوری ، فارسی مدان ، کشکولی بزرگ و کشکولی کوچک که در میان طوایف مزبور قالی بافی در میان تیره کشکولی بزرگ از اهمیت بیشتری برخوردار است .
بیشتر قشقایی ها تار و پود فرش های خود را از پشم انتخاب می کنند . گاهی پشم بز و شتر را نیز بکار می برند . تار فرش های آنها ضخیم و به رنگ های قهوه ای مایل به سیاه می باشند . پرز دست بافت های آنها بلند و رنگ های مسلط در فرش های این ایل قرمز ، قهوه ای ، آبی و زرد طلایی می باشند . قشقایی ها بطور معمول در اندازه های ذرع و نیم و پرده ای وشش متری و مربع چهار متری می بافند .
گره فرش های آنان از نوع باز و به عبارت دیگر از نوع گره فارسی است . بافنده های خوش سلیقه ایل گاهی ، در کناره دست بافتهای خود منگوله های زیبا و رنگارنگی می دوزند . کیفیتی است که در برخی از فرش های قدیمی لرستان و ساروق نیز دیده می شوند .
قشقایی ها علاوه بر بافت قالی و قالیچه برای رفع احتیاجات خود و یا بر حسب تقاضای بازار به کار بافت رو اسبی و خورجین و جای رختخواب و هم چنین گلیم های ساده و یا سوزنی شده نیز می پردازند . اگر این دست بافت های قشنگ و شاد در بین عشایر چادر نشین محملی بر روی اسب و قاطر دارند ، در عوض در آپارتمانهای مجلل اروپائی مکانی بر روی کاناپه و یا مبل برای خود یافته و یا جای گزین تابلوهای نقاشی در روی دیوارهای داخلی ساختمان می شوند . بافنده های ایل قشقایی از روی طرحی که به نام هزار گل معروفیت پیدا کرده و گاهی نیز با نام نقش ناظم شناخته می شوند قالیچه های جا نمازی ظریفی می بافند که در بازارهای داخل و خارج بسیار مورد استقبال است . این طرح را به دلیل نقش ها و آذینه هایی که بر روی آن منقش است بی مناسبت نیست که طرح « سرو و سوسن » نیز بنامیم . طرحی است که در متن فرش به صورت محرابی طراحی شده است و ستونهای این محراب را دو نیمه طولی درخت سرو که به حاشیه متن چسبیده اند تشکیل می دهند . سرستونها و به عبارتی نوک درختان سرو به وسیله قوس کنگره دارای به یک طرف دیگر متصل شده و قوس دیگری با اتصال زیرستون ها به یک دیگر کف محراب را می سازند . از گلدان بزرگی که بر کف محراب نهاده شده است شاخه های مملو از برگ ها و گل های نرگس و سوسن که در دشت های فارس به وفور می رویند و توأماً با درخت سرو که به نمادهای طبیعی شهر شیراز معرفیت یافته اند همراه با سایر ترکه های گلدار بیرون آمده و تمام زمینه فرش را می پوشانند .
اکثر پژوهش گران مبداء پیدایش این طرح را در میان بافنده های قشقایی جستجو می کنند در حالی که شماری دیگر از آن ها این طرح را از هندوستان می دانند . یان بنت یکی از صاحب نظران فن در کتابی تحت عنوان « قالیچه ها وقالی های جهان » در مورد این طرح چنین اظهار عقیده می کند که قالیچه ای با طرح هزار گل قشقایی تقلیدی از فرش های هندی مغولی این طرح هستند . در صورتی که محققان ایرانی مستندات دیگری را ارائه می کنند از جمله به نقش هایی اشاره می کنند که با پیروی از این طرح بر روی کاشی کاری های مسجد گوهرشاد مجسم شد که قدمت آن ها بسیار جلوتر از کهن ترین فرش های هندی بافته شده با این طرح می باشد .
طرح های ترنجدار ، بته ای ، درختی ، مرغی ، گل سرخی و محرابی که دل خواه بافنده های این ایل می باشند همگی در سبک های هندسی و شاخه شکسته بافته می شوند . فرش های قدیمی آن گاهی تحت تأثیر نقشه های قفقاز به ویژه ناحیه شیروان می باشند . یکی از علائم تشخیص بافته های قدیمی این ایل از فرشهای قفقاز این است که تار فرش های قشقایی قهوه ای مایل به سیاه است در حالی که دست بافته های قفقازی تارهای روشن تری دارند . قشقایی ها هم چنین قالیچه هایی با طرحی کاملاً مشخص که اصطلاحاً « گبه های شیری » نامیده می شوند نیز می بافند . در متن این گبه ها به طور معمول نقش یک یا دو شیر بزرگ در قسمت میانی فرش و یا چند شیر در ردیف های موازی دیده می شوند . با توجه به سوابق تاریخی و معتقدات مذهبی و سنتی و اهمیتی که شیر در میان اهالی این سرزمین دارد به نظر می رسد که طرح و بافت گبه های شیری از ابتکارات عشایر فارس و از جمله قشقایی ها باشد . حجت ما در بیان این مطلب وجود نقش شیر در کتیبه های تخت جمشید و بسیاری از سکه ها و ظروف و بافته های دوره ساسانی و همچنین تجلیلی است که مردم این خطه از بزرگان و دلاوران خود با قرار دادن شیرهای سنگی بر روی قبرهای آن ها می نمایند . ( مانند شیرهای سنگی گورستان های دشت ارژن شیراز و دشت روم در یاسوج ) ایلات خمسه :
به غیر از قشقایی ها در بین سایر ایلات فارس از جمله ایلات خمسه نیز قالی بافی کم و بیش رواج دارد . اتحادیه ایلات خمسه مرکب از پنج ایل عرب ، باصری ، بهارلو ، آینه لو و نفر می باشد که در حدود 150 سال قبل به منظور ایجاد قطبی مخالف برای جلوگیری از نفوذ و قدرت ایل قشقایی به سرپرستی خاندان قوام در شیراز تشکیل شد و در حدود 90 سال دوام یافت .
عشایر خمسه بر خلاف قشقائی ها که هیچگاه عادت چادرنشینی و کوچ کردن خود را ترک نکردند بیشتر آنها به استثنای تعداد کمی که هنوز در واحدهای کوچک کوچ می کنند بقیه در نقاط مختلف استان فارس ساکن شده اند .
بافته های ایلات خمسه به مرغوبیت و شهرت قالیچه های قشقایی نمی باشد . قالیچه های آنان یک پوده و با گره های مختلف و با تار و پود پشمی و گاه از الیاف پنبه ای می باشد که در بین آنها بافته های تیره های باصری و عرب به جهت نقشه های جالب و پشم های براق از بهترین ها هستند . تیره های عرب در حد فاصل شیراز و آباده کوچ می کنند و مرکز آنها در بوانات است . قالیچه های آنان از نظر بافت کم و بیش مشابه بافته های قشقایی است . حاشیه اره مانند و ترنج های سه گانه فرش های آنان از علائم تشخیص بافته های آنان از فرش های ایلات همسایه می باشد . ایلات ممسنی و لر :
در میان ایلات ممسنی و لر قالی بافی رواج چندانی ندارد ( ایلات ممسنی در اطراف شهرستان نورآباد و لرهای بویر احمد در دشت ها و کوهپایه های یاسوج و دهدشت ساکن هستند ) در سال 1350 سازمان عمران کهکیلویه و بویر احمد با دایر نمودن تعدادی کارگاه قالی بافی در حومه یاسوج و استخدام استادکاران قالی باف از تبریز و نائین برای آموزش دختران و زنان عشایر بویر احمد و تأسیس یک واحد رنگرزی به منظور تهیه پشم های رنگ شده وتوزیع آن بین این قالی بافان نو پا تا حدودی قالی بافی را در بین این عشایر رواج داده پاره ای از تیره های لر در بخش ها و دهات شهر بهبهان ( در استان خوزستان ) و مجاور آن مانند منصوریه و تشتان متأثر از سنت های بافندگی خود به بافت فرش هایی پرز بلند با تارهایی که ترکیبی از پشم های گوسفند و بز هستند اشتغال دارند . فرش های آن در سبک هندسی با حاشیه ای بسیار پهن ( لااقل آن طور که در فرش های قدیمی آن دیده می شود ) طراحی شده بافته می شوند . در زمینه سرمه ای فرش های قدیم بافت این منطقه ستاره های هشت پر عاجی رنگ به صورت مجرد در ردیفهای موازی همراه با سایر نقش مایه های ایلیاتی در مجموع ، طرحهای دلپذیر قالیچه های قفقازی را تداعی می کنند . در فرش های جدید بافت این منطقه گلیم بافت عریضی گاه سوزنی شده شبیه آنچه که در بافت های قوچان ( خراسان ) می بینیم فواصل بین ریشه ها و قسمت های اصلی فرش را اشغال می کنند.
شیراز :
سابقه قالی بافی در شهر شیراز به قرن سوم هجری قمری می رسد و از آن زمان تا کنون فرش بافی در این شهر متداول بوده و پیشرفت آن متناسب با آرامش کلی منطقه و رفاه اهالی آن و یا در جهت معکوس فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذارده است . در زمان کریم خان زند که شیراز پایتخت سلسه زندیه بود با وجود آن که قالی بافی آن به پایه دوران صفویه نرسید ولی کم و بیش مراحل پیشرفت خود را در حد قابل توجهی ادامه داد . ولی با وجود این باید یادآور شد که قالی شیراز هیچگاه در مجموعه فرش های نفیس ایران مقام ومنزلت بالائی نداشته است . به جز برخی از فرش های مرغوب به نام « شیراز – مکه » که در ابتدا جهت مفروش نمودن مسجد های شهر مکه توسط بافنده های شیرازی در نهایت اخلاص و در حد کمال ظرافت بافته می شد و امروزه فقط از آن ها نامی و نشانی باقی مانده است . فرشهای دیگری که در خور اهمیت چندانی باشد در آن بافته نشده است . بطور کلی در شهر شیراز کارگاههای قالی بافی قابل توجهی وجود ندارد . شهری است که در آن بیشتر داد و ستد فرش و کالاهای مورد نیاز فرش بافی عشایر صورت می گیرد تا بافت فرش .
در شهرهای شیراز و مرودشت و دهکده های بی شمار اطراف آن برابر آماری که در دست است نزدیک به 27000 بافنده در کار قالی بافی بوده اند . که اکثر آنها را نیز می توان جزء گروه بافنده های ایلیاتی طبقه بندی نمود ، چون اغلب بر روی دارهای افقی می بافند با این تفاوت که کیفیت فرش های آنان هیچگاه به پای دست بافت های مرغوب ایلیاتی نمی رسد . این فرش ها بیشتر با پشم هایی با جنس متوسط و با رنگ های طبیعی قرمز تیره ، قهوه ای ، آبی سیر و چند رنگ کلاسیک دیگر بافته می شوند . در پایان بحث قالی بافی شیراز به بافت و طرح خاصی که مخصوص عشایر و ایلات لر بوده و اصطلاحاً « گبه » خوانده می شود اشاره می کنیم . گبه ها قالیچه ها و دست بافت هایی بسیار ابتدایی هستند که به طور معمول در رنگ های طبیعی گوسفند مانند سفید ، سیاه ، قهوه ای ، بژ و خاکستری و در اندازه های کوچک به عرض 120-100 سانتی متر و به طول 230-200 سانتی متر بافته می شوند تار گبه ها از موی بز و گاهی از پشم گوسفند و پرزهای آن بلند و تعداد نخ های پود بکار رفته در آن بعد از هر ردیف گره بسیار زیاد حتی گاهی تا هشت نخ می باشد . گبه ها بیشتر در طرح های ساده بافته می شوند و در یک و یا دو حاشیه این قالیچه ها یک شکل ساده هندسی و مجرد تکرار شده و در زمینه ساده آن یک ترنج بزرگ و یا چند لوزی کوچک در روی امتدادهای طولی دیده می شود و گاهی نیز در متن خالی فرش نقش یک درخت به صورتی ساده بافته می شود . آباده :
در شهر آباده و توابع آن مانند صغاد ، بهمن و غیره قالی بافی رواج فراوانی دارد برابر آماری که در دست است بیش از پانزده هزار نفر بافنده بر روی دارهای قالی اشتغال دارند . فرش های آن با الهام از نقشه های ایلیاتی ، قشقایی ، افشاری ، لرهای بوانات و حتی ایلات کرد بافته می شود . با مختصر ردگیری نشانه هایی از طرحهای قفقازی را نیز در بین دست بافت های آنان می یابیم . با همه اینها عمل طراح و بافنده آباده ای تنها به تقلید این نقشه ها محدود نشده است ، بلکه آن ها با ذوق و سلیقه خاصی آذینه های ایلیاتی را با نقش مایه های شهر پسند در هم آمیخته و طرحهای ابتکاری جدیدی را آفریده اند ، فرش های آباده اکثر در سبک شاخه شکسته با طرحهای ایلیاتی ، گلدانی ، ظل السلطانی ، محرمات یا قلمدانی و بته ای کردستانی ( بته هشت پر ) بافته می شوند . در طرح ایلیاتی هیبت لوکه قشقایی ها نیز با تغییراتی آن را مکرر بر روی فرشهای خود می آورند ترنج کوچکی به شکل لوزی در مرکز متن قرمز رنگ بزرگی که آن هم به شکل لوزی طراحی شده است دیده می شود . در لچک های چهارگانه فرش نقش هشت ضلعی الماس مانندی به رنگ عاجی که مشابه آن را در درون ترنج میانی نیز می یابیم دیده می شود . زمینه فرش با شاخه های مستقیم و موازی مملو از گل ها و برگ ها و مرغک ها و پروانه ها پوشیده شده است و سایر آذینه های ایلیاتی مانند رکاب اسب و شاخه های چوبی و غیره را با کنکاش مختصری در لابلای این شاخه ها می توانیم ردگیری کنیم. حاشیه این فرشها معمولاً باریک و مرکب از سه نوار است که نوار اصلی بیشتر به رنگ سفید عاجی بافته می شود . بافنده آباده ای در همه قواره ها می بافند از قالیچه های کوچک ، پشتی ، پاتختی و یا پادری تا ذرع و سجاده های پهن و فرش های 6 متری و گاه بزرگتر و فرش های مربع چهار متری و کناره های کوتاه و بلند .
فرشهای دو پوده آباده بسیار متراکم و بادوامند تار و پود آن ها از جنس پنبه و گره های بکار رفته در آنها از نوع فارسی و به ندرت از نوع ترکی می باشد .
رنگهای آن ها بیشتر مبنای گیاهی داشته و در مایه های قرمز ، بژ ، آبی نیلی ، زرد و سایر رنگهای کلاسیک می باشند ، رنگ قرمز روناسی که رنگرزان محلی عمل می آورند به گونه ای درخشان و مشخص است که مشابه آن در سایر نقاط بافندگی کمتر به چشم می خورد و این خود علاوه بر مشخصات بافت منسجم و با دوام فرش های آن ممیزه دیگری است که با شناخت آن فرشهای آباده را به سهولت می توان تمیز داده .
نی ریز و استهبان :
در شهرهای نی ریز و استهبان و بخش مشکان حدود پنج هزار بافنده به بافت فرش هائی در الگوها و نقشه های شهرهای مختلف اشتغال دارند . فرش های این منطقه با طرح نقش های آباده ، طرح محرابی شیراز ، نقوش ایلیاتی افشار ، گبه های خود رنگ عشایر لر و حتی طرح فرش های اصفهان بر روی دست بافت های این مناطق بازتابی بدون تردید و قابل حس دارند .
بافت فرش های این منطقه با گره ترکی صورت می گیرد . پرز آن ها نرم است در حالی که فرش از تراکم قابل توجهی برخوردار است بافنده های این نواحی بیشتر فرش های خود را در قواره پرده ای می بافند


 
قالي فارس



دیگر مقاله های قالی دستباف ایرانی

هنر ختایی
بررسي طرح بته در قالي بيرجند با تأكيد بر قالي هاي موزه آستان قدس رضوي
اشياي تاريخي ايران در موزه ي لوور؛ فرشي با نقش جنگ(شکار) بر زمينه اي از ابريشم
پارچه خروس نشان ساساني، زينت بخش موزه آرميتاژ
فرش راور، نگین کرمان
قالیهای فارس
قاليهاي كتيبه دار موزه فرش ايران
معرفی طرح ها و نقشه های فرش
قالي چلسي
فرشهای صفویه موزه فرش ایران
چنگ بر تار فرش
جوشقان نگین سبزکویرکاشان
نقوش لری قالی ایلام
معرفی طرح ها و نقشه های فرش
تاریخچه فرش ترکمن
تاریخچه فرش سنندج
تاریخچه فرش فارس
تاریخچه فرش قم
تاریخچه فرش تهران
تاریخچه فرش کاشان
تاریخچه فرش کرمان
تاریخچه فرش لرستان
تاریخچه فرش نائین
قالی و نقش قالی
نقشه و نظم موزون نقشها
رنگرزی سنتی فرش
 قالی کرمان، پرديس قالی ايران
 تاریخچه قالی بافی تهران
 مختصری در باره نقش هراتی
 آشنایی با سوا بق تاریخی نقوش سنتی
 نگرشی بر نگاره های تزئینی
 قالی قشقایی
 قالیچه های شیری
 سوزنی قشقایی
 جاجیم قشقشایی
 قالیچه های تصویری قشقایی
 گلیم قشقایی
 گبه قشقایی
  طرح قالی اردبیل بروایت موزه ویکتوریا و آلبرت بریتانیا
  طرح های قالی ایران بر اساس یک طبقه بند کلی
  فرش ایرانی از پازیریک تا امروز
  اگر قصد خريد گبه و گليم داريد
  گره فراموشي بر سرنوشت قالی - فرشته اثني عشري
  روایت گره‌های عشق بر تار و پود فرش - پریچهر پویان راد
  نکات مهم نمایشگاه بیستم فرش دستباف تهران‌ - عبدالله احراری
  در جست‌و‌جوي چهره اي مطلوب از فرش ايراني -حميد كارگر
  حال و هواي فرش ايران در تعطيلات نو
  چالش‌هاي فراروي هنر- صنعت فرش دستباف
  گپ و گفتي از جنس فرش در راديو اقتصاد
  رنگ را به رخسار فرش دستباف ایرانی بازگردانيم
  هنر تابلو فرش ايران؛ اصيل يا بي‌اصالت - گزارش ايرنا

2006 © Persian Hand woven Carpet Association portal- All Rights Reserved



سمینار و کلاسهای آموزشی پژوهشی دست اندر کاران فرش دستباف ایران در ژاپن

نمایش تصویری سمینار و کلاسهای آموزشی پژوهشی


موزه فرش های کهن ابریشم و دیگر دست بافته های ابریشمی،برای نخستین بار در ژاپن

نخستين سمینار و کارگاه آموزش عالي شناخت فرش دستباف در ژاپن با موفقیت برگزار گردید
نمایشگاه ها و سمینارهای های فرش دستباف ايران


نمایشگاه ها و سمینارهای های فرش دستباف ايران

اتاق فکر فرش ايران در ژاپن


اتاق فکر فرش ايران در ژاپن



تسهیلات جهت اعضاء اتحاديه فرش دستباف ايران



本文へジャンプ

پورتال اتحاديه فرش دستباف ايران در ژاپن -Persian Carpet Association portal in Japan –ژاپن -توکیو