本文へジャンプ

گلايه نامه اي به وزير بازرگاني

سرخط تازه ترين خبرها ,مقالها,اطلاعیه ها فرش دستبافت ايران در ژاپن

ペルシャ手織カ-ペット協同組合
日本全国のペルシャ手織り絨毯愛好家に信頼される会員として、ペルシャ手織カ-ペット協同組合の会員証(IDカ-ド)を発行いたします。

2006 © Persian Hand woven Carpet Association - All Rights Reserved

همچنين در اين بخش بخوانيد... تماس با ما در باره اثحادیه صفحه اول
: اجازه ندهيد از حرمت جايگاه شما هزينه شود

87/9/16 - کارپتور
   


    کاری کنیم ورنه خجالت برآوریم *** روزی که رخت جان به جهان دگر کشیم

    
    وزیر محترم بازرگانی با تمامي هوشمندي و كياست، متاسفانه در توضیح علل رکود بازار فرش دستباف در مصاحبه با خبرنگاران در تبریز دچار تناقص گویی گرديد. وي از یکطرف علل عدم رونق بازار فرش را عدم پاسخگویی تولیدکنندگان فرش به نیازهای جهانی و نداشتن مطالعه در بازارهای هدف دانسته و در بخشی دیگر از مصاحبه خودف بالا بودن قیمت تمام شده فرش، مواد اولیه، نبود کارگاه های قالیبافی بزرگ و مسایل معیشتی قالیبافان را دلیل عدم رونق صنعت فرش برشمرده است.
    چگونه است كه وزیر محترم بازرگانی در تشخیص علل نابسامانی فرش ایران اینگونه دچار تناقض می گردد؟ چرا متولی فرش نمیخواهد به عدم تاثیر اقدامات سه ساله مرکز ملی فرش بر بهبود اوضاع فرش ایران اعتراف نماید و چرا از اصلی ترین عامل کاهش سهم ایران در بازار های جهانی فرش یعنی چند برابر شدن قیمت کالا و خدمات نسبت به سال 83 و تثبیت نرخ ارز در كنار سوء مديريت در اين بخش کلامی بر زبان نمی آورد؟
     وزیر بازرگانی در عين حال در پایان مصاحبه از اقداماتی برای فرش ایران ياد مي كند که برخی از آنان برای جامعه فرش ایران بسیار ناشناخته است! فی المثل مشخص نیست که وزارت بازرگانی در خصوص تامین مواد اولیه مرغوب کدام اقدام عملی را انجام داده كه تا اين حد مايه مباهات وزير محترم را فراهم نموده است؟ یا در خصوص طراحی دارهای قالی استاندارد که در اوایل دهه هشتاد توسط فرشید پوریا انجام گردیده وزارت بازرگانی چه نقشی به عهده داشته است؟ و يا چه اقدام فراگير ديگري را در اين زمينه انجام داده است؟ منظور ایشان از حمایت مالی قالیبافان چیست؟ اگر منظور تسهیلات طرح های زودبازده و داستان پرداختهاي افزون بر یکصد میلیارد تومان آقای فرجی است که باید گفت پرونده های قالیبافان در ادارات بازرگانی، اتحادیه های صنفی و سایر جاها تعطيل شرايط پرداخت تسهیلات بانكها به قالیبافان مانده است. در خصوص ارایه آموزش های لازم به قالیبافان نیز کرارا این نکته یادآوری شده که به شهادت آمار واقعي، كاهش روزافزون صادرات و كيفيت توليدات در سالهاي اخير، ارایه این آموزشها در جهت ارتقای کیفیت قالی ایران تاثیری جز اتلاف اعتبارات و منابع عمومي در برنداشته است.
    جناب آقای وزیر بهتراست سری به بازارهای فرش ایران زده و گفتگوي رودر رويي با مدیران تشکلهای فرش همچون عبدالله بهرامی و توليدكنندگان صاحب سبك فرش در نقاط مختلف كشور داشته باشند تا حداقل در هزینه کرد اعتبارات مرتبط با فرش وسواس بیشتری به خرج دهند. سايت اطلاع رساني فرش ايران با اعتقاد كامل به امكان بازسازي و ساماندهي فرش كشور، آماده است تا با معرفي نمايندگان دلسوز و واقعي در بخش هاي مختلف فرش كشور در ارايه چهره روشنتري از وضعيت فرش كشور در خدمت وزير محترم بازرگاني باشد.
    در بخشي از مصاحبه وزير محترم، اشاره به 5/1 ميليون شاغل در صنعت فرش گرديده است. حداقل انتظار از وزيري كه فقط در بخش فرش كشور بعد از خداوند متعال، متولي روزي و معيشت 5/1 ميليون نفر است، اين است كه اجازه ندهند گزارشات بي مايه و آمارسازي هاي مراكز تحت مديريت، تا آنجا آدرس خطا بدهند كه ايشان مجبور به هزينه كردن از شان وزارتي و اعتبار وزارتخانه براي جبران بي تدبيري و كم كاري آنان گردند. و يا رئيس مركز توسعه تجارت كه معاون وزير محترم بوده و بايد راهكارهاي اساسي و انديشمندانه اي را براي توسعه تجارت كشور ارايه كرده و زمام امور را براي رسيدن به اهداف برنامه چشم انداز و ايران 1400 محكم و حكيمانه در دست داشته باشد، تحت تاثير آمارهاي بي اساس مركز ملي فرش ايران و شركت سهامي فرش، و در اولين واكنش رسمي به دستور رئيس جمهور در حاشيه ديدار استاني، بافندگان را براي رقابت با توليدكنندگان ساير كشورها رسما و بي محابا به توليد فرش ارزان قيمت دعوت كند. فرش ارزان قيمت چه صيغه اي است؟ فرش از مواد اوليه، طرح و نقشه، رنگرزي و بافت تشكيل مي شود. ديگر از كجاي اين بخش ها مي شود زد و قيمت ها را پايين تر آورد!؟ تا اين لحظه توليدكنندگان تجاري باف تمامي راه ها را در كاهش قيمت( بخوانيد كاهش كيفيت) از طريق مصرف مواد اوليه نامرغوب، رنگرزي ارزان! شيميايي، كپي هزارباره ي نقشه ها و عدم هزينه براي تهيه نقشه، كاهش دستمزد بافندگان و... رفته اند و هنوز نتوانسته اند بقول رئيس محترم مركز توسعه تجارت فاصله 4 برابري قيمت خود را با رقبا كاهش دهند. ايشان در گفتگوي با خبرگزاري دانشجويان ايران در تبريز مي فرمايند: "در اوضاعي که فرش توليدي مشابه ايران بـا يک چهارم قيمت در بازارهاي دنيا عرضه مي‌شود "بايد" توليد کنندگان فرش ايران هزينه‌ها را کاهش دهند! و قيمتها را پائين بياوردند.!" و ادامه مي دهند كه: "توليد فرش ارزان راهکاري مناسب ! بـراي حضور در بازار رقابتي جهان است"!
    اين دعوت رسمي و علني به ارزان بافي هيچ راه منطقي و رياضي ديگري جز كاهش بيش از پيش كيفيت و تنزل ارزش فرشهاي توليدي و در نتيجه حذف بيش از پيش از بازارهاي جهاني را تبليغ نمي كند. مقايسه بافنده ايراني با بافندگان چيني و هندي و پاكستاني و افغاني كه فقر بافته هاي آنان بزعم مديران ارشد و متوليان فرش كشور جا را براي فرش ايران تنگ كرده است،مقايسه اي غير كارشناسانه و عملا دعوت به ورود در عرصه رقابت با كشورهاي فقيري است كه در جنگ فقر و بقا و تنها و تنها براي لقمه ناني براي زنده ماندن مي بافند. چگونه باور و تصور مي كنيم كه بتوانيم در چنين عرصه اي از رقابت قرار گيريم؟ آيا بافندگان ايراني حاضرند در شرايط كارگران و كودكان كار پاكستاني و هندي و... به توليد فرش بپردازند؟ يا اينكه عطاي دارهاي فرش را به لقايش بخشيده و رو به شهر هاي بزرگ مي آورند تا با مشاغل غير مولد، بار مشكلات اقتصادي كشور را بيشتر و مديريت امور را با اختلالي بيش از پيش مواجه كنند؟
    مسئول "بالا بودن قيمت تمام شده‌، بالا بودن بهاي مواد اوليه، نبود كارگاه‌هاي مجتمع قالي بافي و مسايل معيشتي قاليبافان" كه به عنوان دلايل كاهش صادرات از سوي وزير محترم مطرح شده است كدام دستگاه است؟ آيا وزارت بازرگاني مسئول و متولي ديگري را براي اين مشكلات به عنوان پاسخگو مي شناسد؟ اگر اينگونه است كدام دستگاه بايد پاسخگوي مشكلات فرش كشور و اقدامات واقعي و موثر باشد؟
    ايسنا در گزارش مصاحبه خود با وزير محترم از تبريز آورده است: "وزير بازرگاني تامين منابع اوليه فرش، حمايت مالي از قالي بافان، ارايه آموزش‌هاي لازم، طراحي دارهاي قالي استاندارد و انجام اقدامات موثر در اطلاع‌ رساني بين‌المللي را از اقدامات دولت نهم در راستاي رونق بخشيدن به صنعت فرش دستباف عنوان كرد."
    جناب وزير، از شما استدعا داريم براي صيانت از جايگاه محترم و مقدسي كه در آن قرار داريد از آنها كه با آمارها و گزارشات خود موجب چنين اظهاراتي از جانب شما شده اند بخواهيد تا فرمايشات شما را كه بطور طبيعي مبتني بر گزارشات مراكز تحت پوشش وزارتي است، براي خود شما ثابت كنند. واقعا به عنوان وزير بازرگاني و مسئول فرش كشور اعتقاد داريد كه مديريت هاي تحت پوشش شما كمترين كاري در اين زمينه انجام داده اند؟ مسئوليت اين اظهارات بدور از واقعيت، همانگونه كه بارها در جهت حفظ حرمت آن وزارتخانه گفته ايم، بر دوش كساني است كه وزير محترم را با ارايه آمار و ارقام نادرست به خطا برده و از احترام، اعتبار و جايگاه ايشان هزينه مي كنند. تا آنجا كه وزير محترم نيز اين امر را از افتخارات دولت نهم بشمار مي آورند!
    جناب وزير، ميدانم و ميدانيد كه شرايط سياسي كشور در آستانه انتخابات رياست جمهوري از حساسيت ويژه اي برخوردار است و مي بينم و مي بينيد كه جناح هاي سياسي براي سبقت گرفتن از يكديگر با ساختن كاريكاتورهاي اغراق آميز از نقاط ضعف و اشكال دولت، سعي در كسب وجاهت دارند. كه اين امر همواره مايه تاسف و تاثر هر ايراني مسلمان و آزاد انديشي بوده و هست. ولي در عين حال نبايد و نمي توان در مقابل مسئوليت امروز در قبال فرداي جامعه بي اعتنا بود، استدعا دارم اين مطالب را بدور از انگيزه هاي سياسي قلمداد و به محتواي مشفقانه آن عنايت فرماييد. بايد به عرض برسانم مشكلات فرش كشور در طول اين دوره مديريتي و اين دهه و اين سده بوجود نيامده است و ريشه هاي آن عميقتر و قديم تر از اينها است. دولت نهم و هشتم و... ندارد. متاسفانه هميشه دولت ها از اين بخش براي رفع اشتغال استفاده كرده و تنگناهاي بحران قيمت پايين نفت و يا تحريم ها متوجه قابليت هاي اين بخش شده و در دوران رونق توليد و عرضه نفت دوباره آنرا به فراموشي سپرده اند. اين خيل عظيم قاليباف ناشي از سوء برنامه ريزي و ايجاد تورم بيش از طاقت اشتغال در اين بخش است.
    جناب وزير، فرش ايران بايد نابود شود تا يكي از مهمترين، ناب ترين و دست نخورده ترين مظاهر فرهنگي و تمدني اين مردم و شناسنامه فرهنگ آنان نابود شود. اين امر را بايد بدور از ملاحظات جناحي و به عنوان ركني از اركان هويتي اين ملت مورد توجه قرار داد.
    جناب وزير، اشاره فرموده ايد به "انجام اقدامات موثر در اطلاع‌ رساني بين‌المللي" انتظار و استدعا دارد از تهيه كنندگان گزارشاتي كه موجب چنين اظهاري از جانب شما گرديده است بخواهيد نمونه هاي اين اقدامات را به شما ارايه كنند. كدام اقدام موثر؟ كدام اطلاع رساني؟ مركز ملي فرش ايران به عنوان متولي فرش كشور به نيابت از طرف وزارت بازرگاني براي اطلاع رساني در داخل كشور هنوز هيچ كاري نكرده است تا بخواهد براي اطلاع رساني در سطح بين المللي كاري كند. بازوي اصلي و نمود اصلي فعاليت هاي مركز در اطلاع رساني سايت اختصاصي اين مركز است. استدعا دارد شخصا سري به اين سايت بزنيد ببينيد فقط در رابطه با انعكاس نظرات خود شما در زمينه فرش تا چه حد دست خالي است. سايت كه با ورود پرسنل بكار مي افتد و با اتمام ساعات اداري بخواب مي رود. تمامي ايام تعطيل را در تعطيلات بسر مي برد و فقط در ايام نوروز به تنهايي قزيب 20 روز مخاطبانش را به امان خدا رها مي كند، هر قدر هم اسم پرتال و... بر آن بگذاريم فايده اي بر آن مترتب نيست. خود شما تصوير روشني از يك سايت پويا داريد. آيا اين تريبون همان تريبوني است كه شما مي شناسيد و مي خواهيد؟ قطعا چنين نيست و يا چنين نبايد باشد.اين مشكل اين دولت نيست دولت قبلي هم كاري براي فرش كشور نكرده است و نويسنده اين سطور با مدارك و مستندات مي تواند ثابت كند كه هيچ ادعايي نيز در اين زمينه نمي تواند داشته باشد. بحث را به اين دولت و آن دولت محدود كردن جفاكاري، آدرس غلط دادن و نابود كردن اين هنر – صنعت است. اصول برنامه ها و طرح ها همگي خوب و منطقي اند و نياز آن نه امروز و ديروز بلكه باستناد اسناد و مدارك سابقه اي بيش از هشتاد سال در دستگاه هاي دولت ايران و دست اندركاران فرش داشته و دارد. مسئله مهم اجرا و چگونگي آن و نيز وجود سيستم نظارتي حاكم بر آن است. فرمايشات شما در مصاحبه اخير اسباب رنجش خاطر دست اندركاران را فراهم آورد و اين خسارت ناشي از اعتماد بيش از حد و حمل بر صحت شما نسبت به آمارها و پذيرش ضمني طرح ها و اقدامات شكلي و بي اثر دو دستگاه مهم و موثر (مركز ملي و شركت سهامي) است.
    ممكن است اين سئوال در ذهن متبادر شود كه اعلام و اظهار اين مطالب از طريق رسانه اقدامي ناشي از بي مسئوليتي است و بهتر مي بود تا پيش از آن اين مطالب از طريق رسمي و منطبق با روشي كارشناسانه و در جمع كارشناسي طرح گردد. در اين باره كاملا حق با شماست. به عرصه رسانه كشاندن موضوعات روشي غوغا سالارانه است. ما هم با شما هم عقيده ايم. ليكن براي استحضار آن مقام محترم عرض مي كنم كه بارها و بارها با تك تك (تاكيد مي كنم: تك تك) مديران مركز ملي فرش و شركت سهامي فرش چه در اين دولت و چه در دولت قبل پيرامون مشكلات موجود و روش هاي منطقي برخورد با آن كتبا و حضورا و به كرات گفته ايم و مي گوييم ولي كو گوش شنوا؟ براي مثال آيا هيچيك از آنها تا كنون به گوش و رويت شما رسيده است؟ حتي معاون محترم شما را در شركت بازرگاني دولتي باستمداد طلبيده ايم و كتبا و با مدارك و مستندات تلاش كرده ايم تا كاري كنيم كه منافع اين بخش كه جداي از منافع ملي نيست با حساسيت بيشتري مورد توجه قرار گيرد. آيا شما مي دانيد كه درست زير گوش همين مركز و همان وزارتخانه و در سخت ترين شرايط و بدون يك ريال حمايت مالي، براي اطلاع رساني به 56 كشور به مدت سه ماه از طريق برنامه تلويزيوني ماهواره اي "باغ ايراني" مبلغ فرش ايران بوده و اقدامات ارزنده اي را بانجام رسانده ايم و بدليل عدم امكان تامين منابع، اين كار ملي ضروري و مفيد در حال حاضر متوقف بودجه و امكانات مانده است؟
    آيا در طول بيش از يكسال و نيم كه با هزينه شخصي و به انگيزه خدمت به فرهنگ و هنر اين مرز و بوم هر روزه 400 نسخه روزنامه موسوم به روزنامه فرش دستباف ايران را قبل از شروع ساعت كار اداري و با پيك موتوري، درب به درب تحويل مراكز دست اندركار از جمله وزارت بازرگاني مي گرديد، هرگز سئوالي درباره اينكه اين اقدامات از سوي چه كساني، با چه انگيزه و هدفي صورت مي گيرد و يا چه حمايتي از ادامه اين كاري - كه نه در تاريخ فرش ايران و نه در تاريخ مطبوعات ايران سابقه داشت- مي گردد به ذهن جنابعالي خطور كرده است؟ و آيا يكبار هيچكدام از اين مراكز درصدد چرايي توقف آن برآمدند؟ متاسفانه خير! بود و نبود آن براي مديران فرش كشور كوچكترين فرقي نداشته و ندارد.
    مديران شما در بخش فرش دستباف بجاي چاره انديشي براي اعتلاي فرش كشور بدنبال راهي براي ورود و عضويت در اتحاديه جهاني فرش دستباف هستند و رسما از رسانه ها اعلام مي كنند كه ضروري است اپك فرش تشكيل شود تا كشورهاي توليدكننده توليدات خود را با قيمت واحدي به بازارهاي جهاني عرضه كنند. اين يعني عقب نشيني. توليدكنندگان و كپي كنندگان خارجي بايد ميلياردها دلار هزينه كنند تا فرش ايران را در كنار خود ببينند. آنها در خلاء مديريت فرش ما رشد كرده اند. حالا بايد بيايند و گرد يك ميز بنشينند و ايران هم يك راي از مثلا 6 راي! فكر مي كنيد منافع ملي و فرهنگي ما را بر منافع خود ترجيح داده و با اين سناريو شاهزاده فرش ايران رقباي خود را شكست داده، خانه نشين كرده و پيروزمندانه باز مي گردد تا بر اريكه قدرت و عزت بنشيند. حاشا و كلا. مديران فرش ما بدنبال اين هستند تا با اعزام افراد به كشورهاي توليدكننده ببينند آنها چكار مي كنند تا ما از آنها براي حضور موثر در بازارهاي جهاني تقليد كنيم! واقعا فرش ما تعطيل به اين امر است كه بداند آنها چكار مي كنند؟ آيا توليدكنندگان فرش كشور كه هر روز چماق ندانم بكاري و عدم درك صحيح از نياز بازار بر فرقشان فرود ميايد خود نمي دانند كه چه بايد بكنند؟ قدرت مسابقه و رقابت با جمعيت گرسنه اين كشورها در مقايسه با بافندگان عزتمند ايراني براي توليدكنندگان وجود ندارد و اساسا چنين خواسته اي نسانه واضحي از عدم شناخت همه جانبه نسبت به موضوع است.
    الحاق فرش دستباف ايران به چنين مجموعه هايي يعني تاراج فرهنگي. فرش ايران نيازي به آموختن از روشهاي مقلدان خود ندارد. يادمان نمي رود شوق مديران فرش كشور براي حضور شركت كنندگان ساير كشورها در نمايشگاه بين المللي كيش و ناز و كرشمه هاي آنان براي شركت محدود و معدودشان را. مثلا ما و مديران ما از اين حضور چه آموختند و اندوختند؟ براي حضور موثر در عرصه توليدات جهاني كافي است با هزينه اي اندك و بر اساس شناخت و تدبير، كارشناساني را به نمايشگاه هاي بين المللي اعزام كنيم. اين پيشنهاد را از ده سال پيش به دست اندركاران داده ايم. به عرب سرخي گفتيم و نكرد و به دكتر فرجي هم. بارها و بارها هم گفتيم. نتيجه اينكه در اقدامي شكلي از طريق فراخوان! در سطح استانها افرادي را براي ثبت نام و استفاده از تسهيلات سفر به نمايشگاهها جذب و اعزام مي كنند. اين چه نحو مديريتي است؟ تا كنون چه دستاوردي از حضور همه ساله متولي رسمي در نمايشگاههاي بين المللي بدست آمده و اين نتيجه در كدامين قسمت توليد اثر گذار بوده است. از اعزام هيئت 60 نفره بخش خصوصي چه فايده اي بدست آمد؟ آيا حتي يك نكته و يك يافته مختصر از اين اقدام بدست آمده است؟ اگر جواب مثبت است بخل در انتشار آن چه معنايي دارد؟
    موضوع سليقه يابي مشتريان بازارهاي جهاني را به طنزي تلخ تبديل كرده اند و با گردآوري مطالبي كه كمترين اشاره اي به خواست و سليقه بازار ندارد و نشر پر هزينه و توزيع بسته و محدود آن، باور كرده اند كه به توليد كننده راهكار ارايه داده اند. آيا واقعا باور كرده ايم اگر توليدكننده بينوايي بر اساس اين نسخه ها توليد كند مي تواند توفيقي در بازار داشته باشد. وعده انتشار نتايج بررسي 20 كشور جهان تا پايان شهريور ماه هم كه در لابلاي حوادث و هياهو ها و عدم وجود سيستم نظارتي وزارت بازرگاني گم شد.
    در اينجا پارادوكسي وجود دارد. تناقضي كه خود اين عزيزان آن را ساخته و خودشان هم باور كرده اند و آن اينكه:
    1- توليد كنندگان ساير كشورها با كپي نقشه هاي فرش دستباف ايران در كاهش سهم بازار ما تاثير گذارده اند. و ما بايد براي چنين اقدامي بدنبال ثبت نقشه هاي قالي خود باشيم تا آنان از آن سوء استفاده نكنند.
    2- توليدكنندگان ساير كشورها با شناخت بهتر از سليقه مشتريان در بازارهاي جهاني توانسته اند به چنين رشدي دست يافته و سهم بازار توليدات خود را در مقابل ما افزايش و ضمن كاهش سهم ما حضورمان را در بازارهاي جهاني تحديد و تهديد كنند!
    يقين دارم كه براي شما با توجه به اطلاعات و دانشتان در زمينه تجارت، اين تناقض آشكار غير قابل قبول و هضم است.
    اگر توليدكنندگان ايراني سليقه بازار را نمي شناسند و طرح هايشان باب طبع بازار نيست پس چه ادعايي از رقبا براي كپي كردن نقشه هايمان داريم؟ و اگر آنها با فروش فرشهايي با طرح و نقش ايراني قدرت حضور بالايي در بازار پيدا كرده اند پس عدم شناخت توليد كنندگان از سليقه بازار چه صيغه اي است؟
    
    مشكل فرش دستباف كشورمان توقع بي حد و حصر مديران دولتي و انتظار بيرون از طاقت و ظرفيت آن است. بايد باور كنيم و بپذيريم كه فرش دستباف يك اثر هنري است و ارزش آن به حضور هنرمندانه و موثر عوامل انساني آن بستگي تام دارد. توليد فرش دستباف نبايد با توليد محصولات تجاري ديگري نظير ماشين لباسشويي و امثال آن مقايسه گرديده و در همان شرايط مورد ارزيابي و مطالعه قرار گيرد. سم مهلك فرش دستباف كشورمان ورود به عرصه توليد تجاري و حضور در بازار رقابت با چين و نپال و پاكستان بوده و هست. فرش ايران اشتهار و ناموري خود را از توليدات فله اي و تجاري بدست نياورده است. فرش ايران همانند جواهرات ايتاليايي كاري هنري و فاخر است. مشتريان آن نمي توانند عموم مردم جهان باشند و با هيچ فرهنگ سازي اي نمي توان يك كارمند متوسط اروپايي و امريكايي را وادار به خريد فرش ايراني كرد. اين كالا كالايي لوكس و تجملي است. ارزان كردن آن به توصيه رئيس محترم سازمان توسعه تجارت يعني توليد موكت! مي توان و بايد ظرفيت هاي موجود را در جهت توليدات كيفي و با ارزش هاي هنري اصيل هدايت كرد. سليقه مشتري فرش دستباف اين را مي گويد. به هزار زبان هم مي گويد. نگاهي به حراجي هاي فرش ثابت مي كند كه اين نقش و طرح فرش ايراني نيست كه دربازار شكست خورده است اين توليد بي كيفيت و فله اي است كه با شكست روبروست و اميدواريم بيش از اين هم شكست بخورد و از ميدان به نفع اصالت فرش دستباف ايران و به نفع اعتبار فرهنگي و هنري متكي به تاريخ آن بكلي خارج شود.
    چگونه است كه متولي توسعه تجارت بر طبل توليد بي كيفيت مي كوبد و انتظار توفيق هم دارد و کسي هم متعرض به چنين گفته هايي نيست؟
    
    در پايان اين نکته ناگفته نماند که حضور و فعاليت ما بواسطه احساس تکليفي است که نسبت به فرهنگ و هنر ميهنمان و مردم بزرگ و بزرگوارش کرده و ميکنيم. مسئول و متولي چنين اقداماتي در وحله اول وزارت بازرگاني و در درجه دوم ساير دستگاه هاي ذيربط هستند. اگر تشخيص اين دستگاه اين است که چنين فعاليتي در عرصه فرش کشور اثري ندارد، تکليف از ما ساقط است.
    والسلام
عليرضا قادري 

اتحاديه فرش دستبافت ايران

در ژاپن