همچنين در اين بخش بخوانيد... تماس با ما در باره اثحادیه صفحه اول
本文へジャンプ

2006 © Persian Hand woven Carpet Association - All Rights Reserved

با سلام وعرض ادب


شاید یاری جویی از روایتی قدیمی و عرفانی ،ماجرای خواهران دو قلوی حقیقت و حکایت
درجهت شفاف سازی بعضی پاسخها، به پرسشهای همکاران گرامی خالی از لطف و ادب نباشد
دو خواهر زیبا و دانایی که مشکلی آنان را از هم جدا نموده بود که همواره یکی از آنان حکایت مورد تمجید و ستایش ناظران می بود و درهر محفل و مجلسی همگان او را گرامی داشته ، ارج نهاده و به گرمی و با لطافت برخورد می نمودند و خواهر دیگر حقیقت با ظاهری تلخ و همواره مورد بی مهری و لطف دوستان و همیشه تنها و منزوی.
سرانجام حقیقت آزرده دل از تمام این بی عدالتی ها به خواهر خود حکایت شکایت کرده و علت محبوبیت او را جویا شد حکایت با فروتنی تمام به او چنین پاسخ داد که مردم مرا دوست میدارند چون خودم را به لباسهای رنگارنگ می آرایم و آب و رنگی به خود میدهم به دلخواه مردمم، ولی تو همچنان عریان ظاهر می شوی و این جای بسی خجالت و شرمساری برای آنان است
حکایت با شنیدن این سخنان به خود آمد و از خواهر خود حقیقت خواست تا هر جا دعوت می شود او را هم درست همانند خود بی آراید از این پس حقیقت به لباس حکایت در آمد و این دو چنان شبیه هم همه جا ظاهر گشتند که کمتر کسی توانست حقیقت را از حکایت تمیز دهد
. این داستان حاوی نکاتی در پاسخ چند تن از اعضاء محترم اتحادیه فرش دستباف ایران میباشد که من حقیر را در فشار قرار میدهند که چرا هنگام صحبت با فلان مسئول محترم حقیقت مشکلات و مطالب را رک بیان نمی کنید؟
و به جای آن کنایه و داستان را دستاویز بیان حقیقت قرارمیدهید وبرخوردی احساسی دارید

شعر وحکایات و طنز و لطیفه و تجربیات ناشی از تقارن از طریق نیمه راست مغز انسان وارد میشود و بدون رویاروی و برخورد و عذاب وجدان به دل می نشیند و در ضمیر ناخودآگاه ما به کار میپردازد اما وقتی حقایق با منطق و استدلال و صراحت عنوان گردد نیمه چپ مغز ما که جایگاه نفس و منیت و عقل حسابگر است به هزاران حیله و تزویر و فنون دفاعی از خود متوسل میشود تا از رخنه کردن نکاتی که ممکن است به هویت کاذب ما خدشه وارد آورد جلوگیری کند
تأکید بر این اصل واجب است که قبل از اینکه ادامه این نوشتار را بدهیم بدانیم که غرض این نیست که نیمه راست مغز را دست کم بگیریم و یا به نیمه چپ بتازیم برای سازندگی و تکامل و خلاقیت هر چند مشکل است اما می بایستی هر دو نیمه مغز را بطور یکسان استفاده نمود و بهتر آن است که هر دو سمت مغز مورد خطاب و احترام قرار بگیرد که این نیز کار بزرگان و مردان راه حق میباشد

.اما حال برای مثال اگر این حقیقت عریان را به ما بنما یاند که وحدت وجود یا یکتا پرستی یک تجربه درونی و عرفانی است و خود او هم عنوان دارد که از روح خود در ما دمیده و تجربه یکتاپرستی میراث هیچ قوم و مذهبی نیست و از بدو پدیداری نسل بشرهمواره نصیب رهروان راه معرفت بوده است و میباشد و حتی بدون آنکه هراسی به دل راه دهیم و ادعا کنیم که زردشت اولین آموزگار یکتا پرستی و وحدت در هستی است ،ممکن است درک نکنیم که با این سخن و ادعا میتوانیم آتش جدال و نفرت هزار ساله را دامن زده و آتش زیر خاکستر را پدیدار کنیم .
به کور ذهنی و رهنمود و اشتباه ضمیر ناخودآگاه خود ، قوم ، ملت خویش را به دشمنی با اقوام و ملل دیگر برانگیزیم و ندانسته آتش نفاق را بین دو گروه روشن نماییم ،
شاید با خواندن داستان ذیل درون ما بیدار و ضمیر ما آگاه و نفس ماهوشیار گردد
روایت است که عارفی روزی شاهد مشاجره چند تن از شاگردانش بود ،هر یک از شاگردان خام و تازه کار متعلق به قوم و فرهنگی مختلف از یکدیگر بودند و هر کدام از آنان پافشاری بر آن داشتند که قوم او کاشف عدد صفر میباشد.
عارف خطاب به شاگردانش که از او تقاضای داوری داشتند چنین گفت :مهم نیست که قوم و ملیت کدامین یک از شما صفر را کشف کرده است ،مهم این است که همه شما هنوز در صفر مانده اید
تا هنگامی که ما روی صفر مانده ایم از تمام گروهها و دسته و اتحادیه و غیره رفوزه خواهیم بود تا زمانی که ما روی صفر هستیم و اسیر خودشیفتگی ،قشری گرایی ،مادی پرستی و دوگانه بینی و قدرت طلبی باشیم چه فرق میکند جاهلان کدام کشور فرش شبه ایرانی خود را به نام فرش ایران بفروش برساند؟ و یا صادرات فرش ایران از 45% سهم بازار دنیا به کمتر از 30%برسد.و یا اصلاً اتحادیه یا اتحادیه ها یی باشند یا نباشند و تا هنگامی که ما روی صفر نشسته ایم نه فرش نه وطن و به نظر من حقیر نه خدا پرستیم بلکه خود پرستیم و بت پرستیم
به قول لاهوری
تراشیدم صنم بر صورت خویش
به شکل خود خدا را نقش بستم
مرا از خود برون رفتن محال است
به هر رنگی که هستم ،خود پرستم
امید است با این نوشتار این کلک حقیر که سراپا از حکایت و مملو از تقارن میباشد به دل بنشیند و بازگو کننده حقایقی باشد که برای اتحاد جمعی شاید بیش از این احتیاج به حکایت و شکایت نباشد و با گفتمان و تأمل یگانگی حاصل گردد.

با سپاس
سید احمد شبیری

نامه های اتحاديه فرش دستبافت ايران در ژاپن

اتحاديه فرش دستبافت ايران

در ژاپن