صنعت 100 ساله نساجی ايران

2010.07.17

قدس
    سعيد کوشافر
    
    اشاره: يکي از اولين صنايعي که به کشور ما وارد شد، نساجي بود، اگرچه بافت پارچه و ديگر منسوجات از جمله فرش در کشور ما سابقه اي به درازاي تاريخ دارد، اما صنعت نوين نساجي در 100 سال اخير پا گرفته است.اما به مرور زمان به اين صنعت آن گونه که شايسته آن بود، توجه نشد و در زماني که رقابت در بازار جهاني حرف اول را مي زد و ديوار ممنوعيت واردات تبديل به تعرفه شد، اين صنعت که به دوران پيري رسيده بود، به بازنشستگي رسيد و همين امر باعث شد تا کارگران زيادي که شغل خود را در خطر مي ديدند، از مسؤولان بخواهند فکري براي نساجي بکنند. خانم گلنار نصراللهي، مديرکل سابق صنايع نساجي و پوشاک وزارت صنايع و معادن که اين روزها مشاور معاون امور صنايع و اقتصادي وزارت صنايع و معادن است، از مديران با سابقه وزارتخانه، معتقد است که امروز ديگر نساجي صنعتي مشکل دار نيست و محصولات آن رقم قابل توجهي از صادرات را تشکيل مي دهند. وي به اين نکته تأکيد دارد که در طرح نوسازي صنايع نساجي نيز هيچ ارز و ريالي بيهوده به کارخانه ها تعلق نگرفت و هر چه که «اختصاص يافت» قطعاً در آينده اثر مثبت خود را نشان مي دهد. اين مصاحبه مدتي در آرشيو ماند تا اينکه خبردار شديم خانم نصراللهي پس از بازنشستگي دوباره مشاور معاون امور صنايع و اقتصادي وزارت صنايع و معادن شده است. او در آخرين اظهار نظرش عنوان کرد که افزايش وزني 10 درصدي واردات مواد اوليه مورد نياز صنايع نساجي در سال 88 نشان مي دهد که اين صنعت برخلاف مطالبي که منتشر مي شود، همچنان پويا و فعال است.
    
    * خانم نصراللهي با قانون نوسازي صنايع نساجي شروع مي کنم. اين قانون اميدواري زيادي براي برخي صنعتگران ايجاد کرد، اما بعد حرف و حديثهايي در آن پيدا شد، نتايج آن چه بوده است؟
    ** اول من يک گريزي بزنم به شرايطي که پيش از اين قانون بازسازي و نوسازي در آن به سر مي برديم و وضعيت ما از نظر اجتماعي و صنعتي در صنعت نساجي چگونه بود. حتماً يادتان هست که تمام روزنامه ها، مقالات بسيار جدي داشتند در خصوص اينکه کارخانجات نساجي بسيار بزرگ نمي توانند حقوق کارگرانشان را پرداخت کنند.
    درباره عدم فروش و عدم پرداخت حقوق و يکسري مسايل کارگري که در بسياري از شهرستانهاي ما ايجاد شده بود سبب تنش در بعضي از استانها که تمرکز صنعت نساجي در آنجا زياد بود، شد. با بررسيهايي که انجام داديم به اين نتيجه رسيديم که در همان زمان اولاً اين تنشها و مسايلي که در يکسري از کارخانجات نساجي ايجاد مي شود، در تعدادي از کارخانجات وجود دارد و نمود اجتماعي اش زياد است.
    اين مشکلات در کارخانه اي 4 - 3 مرتبه تکرار مي شود، منتهي در بعد اجتماعي آن را به عنوان اينکه تمام صنعت نساجي داراي مشکل است، برآورد مي کردند. بررسيها در همان زمان نشان مي داد، اين مشکلات در برخي از استانها که صنايع نساجي قديمي در آنها وجود دارد، بيشتر است؛ مثل مازندران، گيلان، اصفهان و يزد.
    ما يک تجربه بازسازي و نوسازي بر اساس مصوبه دولت داشتيم که تقريباً همين مفاد قانوني يک مقدار خلاصه تر در آن مصوبه هيأت دولت هم وجود داشت، ما روي آن اقدام کرديم؛ يعني آن 100 ميليون دلار ارز را در همين 75 واحدي که بررسيهاي ما نشان مي داد که داراي مشکلات شديدي هستند، اجرا کرده بوديم. بنابراين ما بر اساس مصوبه دولت هم يکسري تجربه داشتيم و مي دانستيم که کجاها خوب اجرا شده و کجاها به رغم اينکه خوب اجرا شده، جواب مناسب نداده است.بنابراين آمديم از تمام اينها استفاده کرديم و سعي کرديم که يک مصوبه و قانون جامعي را تقديم دولت و از طريق دولت تقديم مجلس شوراي اسلامي کنيم. به هر صورت قانوني در رابطه با بازسازي و نوسازي صنايع نساجي تصويب شد که من آن را زمينه ساز قوانين مربوط به نوسازي صنايع مي دانم، يعني پيش درآمد اين قانون تسهيل نوسازي صنايع کشور بود.
    در جلسه اي که در دولت درباره قانون بازسازي و نوسازي صنايع نساجي را تصميم گيري مي شد، گفته شد که خوب است يک چنين مباحثي هم براي کل صنايع ديگر انجام شود. بنابراين ما از بحث بازسازي و نوسازي صنايع نساجي دو هدف داشتيم: اولاً مي خواستيم اين تنشها در صنايع نساجي کاهش دهيم و دوم اينکه واقعاً مي خواستيم ببينيم چه رشته هايي از صنعت نساجي داراي مزيت است و چه کارخانجاتي داراي مزيت نيستند که آنها را خارج نماييم.
    من روي اين قسمت قضيه تأکيد مي کنم که ما بشدت روي اين مسأله مصر بوديم که کارخانجاتي که بازسازي و نوسازي در آنها به علت طولاني شدن و به علت مسايل داخلي آنها جواب نمي دهد در بخش بازسازي و نوسازي نيايند و بخشهاي ديگر نساجي که داراي اولويت هستند، بتوانند گسترش يابند.بنابراين در مرحله دوم « 75 کارخانه بزرگ داراي بحران» را کنار گذاشتيم و اجازه داديم که هر کارخانه اي که از تاريخ پروانه بهره برداري آن 10 سال گذشته، بتواند در «بازسازي و نوسازي» بيايد؛ يعني حتي به تعبيري شايد بشود گفت، طرحهاي توسعه زيادي هم در اين بخش اجرا شد. همزمان با توقف برخي از کارخانجات بخشهاي ديگر نساجي گسترش پيدا کردند.
    حالا نتيجه اي که ما از اين قانون بازسازي و نوسازي گرفتيم، اين است که تنشهايي که ما در آن موقع داشتيم اگر 100 فرض کنيم به جرأت مي توانم بگويم به 70 درصد کاهش يافت. البته تمام اين مسايل و مشکلات حل نشده و در 20 تا 25 درصد يا 30 درصد از اين کارخانجات همچنان باقي مانده که خود اين کارخانجات در داخل خودشان مشکلاتي داشتند که نتوانستند از قانون بازسازي و نوسازي استفاده بکنند.
    
    * اين از بعد توليد بود و بحرانها، در بعد کيفيت توليد هم نتيجه اي حاصل شد؟
    ** ما سطح کيفيت در کارخانجات نساجي را با اين اقدامي که انجام داديم، بالا برديم. کيفيت محصولات ما الان قابل مقايسه با کيفيت توليدات قبل نيست. در کارخانجات ريسندگي متوسط نمره نخي که ما در داخل کشور توليد مي کرديم 18 تا 20 بود. الان به جرأت مي توانيم بگوييم که متوسط نخي که توليد مي کنيم، بالاي 30 مي باشد. اين بدان معني است که در ريسندگي مي توانيم در کارخانجات جديد ارزش افزوده بسيار بيشتري را توليد کنيم.
    در کارخانجات جديد کالاهايي توليد مي شود که پيش از بازسازي و نوسازي، اين نوع کالاها را تقريباً نداشتيم. برخي از توليداتي مثل پارچه هاي جين قبلاً در حدود 10 سال پيش در کشور توليد نمي شد و الان همه در حال توليد است.
    
    * آيا اينها همه طرحهاي جديد هستند يا نوسازي واحدهاي قديمي اند؟
    ** خير، طرحهاي قديمي هم هستند، ولي جزو واحدهايي هستند که از پروانه بهره برداري آنها بيش از 10 سال گذشته است.
    اينها واحدهايي هستند که از پروانه بهره برداري شان 10 سال گذشته يا واحدهاي خودشان را توسعه دادند، يا خطوط جديدي به واحدهاي خودشان اضافه کردند و براي برخي از آنها تنها جايگزيني ماشين آلات مطرح است.
    
    * پس کارخانه هايي هم داريم که از طرح ذخيره صندوق ارزي استفاده کردند و توسعه پيدا کردند؟
    ** بله! توسعه پيدا کردند، منتهي تمام اينها را ما جزو اصلاحات ساختاري صنعت نساجي مي آوريم؛ يعني معتقديم که اگر اين تنشهايي که در خصوص ورشکستگي هاي صنعت نساجي ايجاد شده بود، پايان پيدا نمي کرد و آرام نمي شد، اصلاً نه اين طرحهاي توسعه انجام مي شد و نه اين طرحهاي جديدي که در معاونت فناوري توسعه ماست، اجرا مي شد.
    
    * گفته مي شود، شما کمتر از نصف 500 ميليون دلار اختصاص داده شده را استفاده کرديد، چرا؟
    ** ما از ابتدا هم وقتي برنامه را شروع کرديم واقعاً مي خواستيم اين دلار و ريال اختصاص يافته از بودجه را در داخل طرحهايي استفاده کنيم که اينها قدرت بازپرداخت را داشته باشند و به هيچ عنوان نمي خواستيم که مثلاً فشار آورده شود که اين 500 ميليون دلار را بانکها صرف طرحهاي بدون بازده کنند.اگر واقعاً اين کار را مي خواستيم انجام بدهيم شايد با جلسات مختلف و با فشار به بانکها مي توانستيم اين کار را انجام دهيم. واقعاً معلوم نبود که به صلاح صنعت نساجي باشد. مايل بوديم طرحها در بانکها مورد بررسي کامل قرار گيرد.بنابراين اينکه گفته مي شود چرا از 500 ميليون دلار ارز داده شده، شما 200 ميليون دلارش را جذب کرديد من اين را يک نکته منفي حساب نمي کنم. .
  همچنين در اين باره بخوانيد:

2006 © Persian Hand woven Carpet Association - All Rights Reserved

本文へジャンプ
`日本語
اتحاديه فرش دستبافت ايران
در ژاپن


متن کامل اساسنامه پیشنهادی اتحادیه فرش دستباف ایران در ژاپن

اعضاءاتحادیه فرش دستباف ایران

شرایط پذیرش عضو


تسهیلات جهت اعضاء اتحاديه فرش دست بافت ايران

های فرش دستبافت ايران


برگزاری نمایشگاه ها وسمینارهای فرش دستباف در ايران و ژاپن



گزارش تصوری از سمینارعالی فرش دستباف ایران در ژاپن



نخستين کارگاه آموزش عالي شناخت فرش ایران در ژاپن


همچنين در اين بخش بخوانيد... بازگشت تماس با ما در باره اثحادیه صفحه اول
اتحاديه فرش دستباف ايران در ژاپن

جناب آقای سید عباس عراقچی سفیر محترم جمهوری اسلامی ایران روابط عمومی مرکز ملی فرش ایران–ژاپن -توکیو