لزوم ارتقاي جايگاه متولي فرش در سايه ادغامها |
به گزارش خبرنگار اقتصادي خبرگزاري فارس، اين روزها كه بحث ادغام وزراتخانه ها مطرح است و هر بحثي به نوعي به اين ادغام ها وصل مي شود،تعيين تكليف مركز ملي فرش به عنوان متولي اين هنر صنعت از اهميت بالايي برخوردار است. البته بايد در اين ميان به اين موضوع هم توجه داشت كه خواسته فعالان فرش اين است كه به عنوان سازماني مستقل زير نظر رئيس جمهور فعاليت كنند.
فرش دستباف در سالهاي پس از انقلاب متولي واحد نداشت و هر سازمان و نهادي گوشه اي از اين هنر- صنعت را اداره مي كرد. سازمان صنايع دستي در وزارت صنايع وقت معتقد بود فرش از اقلام صنايع دستي است، وزارت بازرگاني كه شركت سهامي فرش را در اختيار داشت، وزارت تعاون كه ادعا ميكرد عمده توليد فرش در تعاوني هاي روستايي و شهري تحت پوشش اين وزارتخانه انجام ميشود، وزارت جهاد سازندگي كه بخش فرش داشت و كميته امداد و بهزيستي كه عنوان ميكردند جمعيت تحت پوشش آنان از طريق فرشبافي امرار معاش مي كنند و بخش خصوصي نيز كه ساز خود را مي نواخت.
اين چندپارگي و پراكندگي مانع تصميم گيري يكسان و هماهنگ مي شد و مثلا در برابر مقررات گمركي يا مسايل مربوط به بيمه و... فرشيها صداي واحد و قدرت پيگيري نداشتند تا اينكه معضل نبود متولي واحد و مشخص در سال آخر دولت محمد خاتمي مرتفع شد و مركز ملي فرش ايران با مصوبه شوراي عالي اداري در مجموعه وزارت بازرگاني براي هدايت و سكانداري فرش شكل گرفت.
فرش متولي واحد پيدا كرد اما اين متولي از نظر درجه و جايگاه حقوقي و قدرت و اقتدار، پاسخگوي انتظارات و نياز صنعت گران و دستاندركاران فرش نبود، آنان چيزي در حد ايجاد "سازمان " آن هم زير نظر رئيس جمهور مي خواستند و هنوز هم مي خواهند تا به قول خودشان اينقدر بين وزارتخانه ها و سازمانها پاسكاري نشوند و ثبات داشته باشند، چنانكه در سال قبل معاونت صنايع دستي سازمان ميراث مصرانه پيگير و خواستار الحاق فرش به صنايع دستي بود.
بنابر برخي ديدگاهها انتقال وظايف اين مركز به يكي از زيرمجموعه هاي سازمان عريض و طويل "ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري " و قرار گرفتن فرش در كنار ديگر اقلام متنوع و متعدد صنايع دستي، در واقع باز هم كم كردن از وزن حقوقي و جايگاه كنوني فرش است، هر چند كه به عقيده عده اي ديگر چون فرش در گروه صنايع دستي به حساب مي آيد بايد زير مجموعه اين سازمان باشد و مدافعان اين طرح از اين موضوع غافل هستند كه نام و مكان نمي تواند پشتوانه اي براي حمايت باشد و هر گروه از طرفين بايد به دنيال ارتقاء چايگاه فرش دستباف باشند.
فرش دستباف با شمار فراوان شاغلان، ويژگي ارزآوري و جايگاهش در ميان صادرات غيرنفتي، تأثيرگذاري در اقتصاد خانوارهاي ايراني دارد.
ميزان صادرات صنايع دستي در مجموع سالهاي برنامه چهارم برابر با اعلام سازمان توسعه تجارت نزديك به يك ميليارد دلار بوده است در حاليكه فرش دستباف به تنهايي در هر سال نزديك به 500 ميليون دلار صادرات داشته است. در واقع رقم مبادلات تجاري صنايع دستي با حدود 250 رشته و با همه تنوع و گستردگي، قابل قياس با فرش دستباف نيست.
از سوي ديگر مجموع جمعيتي كه در كشور به صورت مستقيم به يكي از رشته هاي صنايع دستي وابسته هستند، بيش از دو ميليون نفر تخمين زده مي شوند در حاليكه فرش دستباف به تنهايي نزديك به يك ميليون نفر بافنده و جمعيت پرشمار ديگري را در حرفه هاي وابسته همچون رنگرزي، طراحي، رفوگري و ريسندگي تحت پوشش دارد.
تفاوت ديگر آنجاست كه فرش دستباف تشكلهاي پرتعداد و بزرگي را شامل مي شود كه اتحاديه ها و تعاوني هاي فرش دستباف روستايي و شهري و اتحاديه هاي توليدكنندگان و صادركنندگان از آن جمله اند و هماهنگي و سامان بخشي به اين نهادها با گروههاي كوچك مرتبط با صنايع دستي متفاوت است.
نبايد فراموش كرد كه فرش دستباف ماهيت تجاري و صادراتي دارد و رونق بازار اين محصول مي تواند به بقاي آن و بهبود معيشت شاغلان در اين حرفه كمك كند،در حاليكه صنايع دستي بيشتر مصرف داخلي دارند.
همچنين از ياد نبريم كه رونق تجارت و صادرات، به افزايش توليد و بهبود معيشت هنرمندان و بافندگان اين هنر صنعت مي انجامد و از اين رشته و زنجيره درهم تنيده كه سري متصل به مباحث اقتصادي و تجاري دارد نمي توان چشم پوشيد.
ايجاد سازماني مستقل براي فرش دستباف زير نظر رئيس جمهور و يا حداقل با ادغام وزارتخانه هاي بازرگاني و صنايع، حفظ ساختار مستقل براي فرش مانند مركز كنوني و ارتقاء آن در حد معاونت وزارت جديد از مهمترين خواسته هاي فعالان حوزه فرش است كه مي توان براي آن دلايلي نظير مطرح بودن فرش به عنوان يكي از مهمترين اقلام صادرات غيرنفتي، جمعيت زياد قاليبافان و مشاغل مرتبط با فرش (ريسندگي، رنگرزي، طراحي، رفوگري، فروش،...)، چندوجهي بودن فرش به دليل ابعاد تاريخي، هنري، فرهنگي، ارزآوري، اشتغالزايي و...) را در برشمرد كه با قرار گرفتن در هر سازماني ممكن است برخي از وجوه آن كمرنگ شود و در عين حال حفظ ساختار مستقل براي اين هنر-صنعت به توجه همه جانبه آن كمك مي كند.
گزارش از رضا كيميايي