اتحاديه فرش دست بافت ايران در ژاپن

本文へジャンプ

نمایشگاه ها و سمینارهای های فرش دستبافت ايران


برگزاری نمایشگاه ها وسمینارهای فرش دستباف در ايران و ژاپن



گزارش تصوری از سمینارعالی فرش دستباف ایران در ژاپن



نخستين کارگاه آموزش عالي شناخت فرش ایران در ژاپن

حکایات و شکایات

2009/8/18


سروران گرام همکاران محترم
اتحاديه فرش دست بافت ايران در ژاپن

عزت ز قناعت است و خواری ز طلب با عزت خود بساز و خواری مطلب

سمیناری با عنوان مسلمانان در ژاپن قریب چند ماه پیش در یکی از دانشگاه های ژاپن برگزار گردید.
بودت در آن مکان حس غریبی را بر تو مستولی میکرد عجیب بود که. به غیر از سخنرانان و حاضران ژاپنی، مابقی جملگی اهل دیار پاکستان بودند.
هنوز در این فکر بودی، "که چرا همه پاکستانی اند، مگر در ژاپن قحط الرجال مسلمان شده است"،
که قرآن هایی با ترجمه های اردو و ژاپنی میان حاضران توضیع شد و هنوز تب دریافت قرآن فروکش نکرده بود که تقویم های هجری قمری با دعاهایی به زبان اردو خود را در دست حضار جای می دادند.
خدایا! چه شده بود؟ ما آمده بودیم اوضاع و اوصاف مسلمانان در ژاپن را بشنویم، یا آمده بودیم اوضاع و اوصاف مسلمانان پاکستان در ژاپن را استماع کنیم؟
کمی صبر می کردی خوب متوجه می شدی. این مراسم را پاکستانی ها با همکاری دانشگاه به راه انداخته بودند. تا هم وحدت خود را نشان دهند و هم این که تبلیغی ،برای کشور خود و قرائتی که آنان از اسلام دارند، کرده باشند.
واقعا باید به آنان برای این اتحادشان تبریک و شاد باش گفت.براستی چه چیز وجود دارد که این جماعت این گونه با یک دیگر موافقت و مرافقت دارند.
اما ما نه موافق و نه مرافق هم وطنان خود هستیم. ما این جماعت را به مهجوری و عقب ماندگی متهم می کنیم.
حال آن که لااقل در بلاد غریب یارای یاران دیار حبیب نیستیم.
در آن سمینار تجار و کسبه پاکستانی چنان از جان و مال مایه گذاشته بودند که انگشت حیرت به دهان می گرفتی.
اما اگر ما بخواهیم استادی یا عزیزی را فرا بخوانیم باید ناکام و مبهوت بنشینیم تا "دیگران خود به جای ما تصمیم بگیرند". در این هنگام و هنگامه ای که اوضاع وطن به هر دلیل نابسامان شده است. چرا ما در دیار غربت باید سنگی در برابر پای هموطنان خود قرار دهیم ؟.
مگر ما چه از آن برادران مسلمان کم داریم که نمی توانیم باب گفتگو را میان خود باز بگذاریم؟
چه کسی یا چه کسانی نمی خواهند که ما، "ما" باشیم. براستی و درستی چه شده است که دانشجویان ما بس بی قرارند و هرکس بر آن دیگری انگی و رشکی روا می دارد؛ چه شده است که کاسب و کاسب کاران ما، چوب آن... کاسب کار دیگر می خورند و اتحادیه ها در تقابل؟
شاید بهترین پاسخ به این سئوالات ،در بررسی خلق و خوی ما باشد.ما ای که اگر محله ای را به ما دهند تصور می کنیم که مالک جهانیم و در این "جهان به وسعت یک محله" هر چه می خواهیم انجام می دهیم.
زیرا ما"غازیان و قاضیان و کاتوزیان" محلیم و هیچ غازی و قاضی و کاتوزیانی نباید برتر یا بالاتر از ما باشد
. این سخن شاید به مزاج و مزاق بسیاری خوش نیاید. اما حقیقتی است که ما آن را در مستوری نگاه داشته ایم.
اگر رفتارهای ما مسبوق و مصبوغ به این خلیقات نیست، پس چه لزومی دارد که دانشجویان نتوانند گفتگو کنند و کاسبان در چنگال ایده و ایسم های نابکارو اتحادیه ها این چنین گرفتارآیند؟
ما نیز به مانند آن برادران داعیه اسلام و مسلمانی و برادری و برابری داریم. اما آن برادران هنگامی که پای هم وطنشان در بلاد غریب باز می شود قرص محکم پشت هم می ایستند و هر گاه نیز سمینار و نمایشگاهی داشته باشند. از جان دل، دل را در کف هم وطن می گذارند.
ولیک ما از خودی ضربه ها می خوریم. اگر سمینار و نمایشگاهی داشته باشیم. بایستی پاسخ چندین غازی و قاضی و کاتوزی را بدهیم تا اگر دل آنان به رحم آمد ما مجالی بیابیم
. چه می شود که ما از محلۀ خود پا را فراتر بگذاریم و به محلات دیگر سری بزنیم؟
شاید آنگاه دریابیم که ما یگانه غازی و قاضی و کاتوزی جهان نیستیم و هر چه که در محله از سر لطف به ما واگذار شده زود گذر و ناپایدار است
باشد با داشتن جرعه ای جرات از محله خود بیرون رویم و با بخردان و دانایان محلات دیگر هم گفتگو و تعامل کنیم. و با هم در این سرزمین پر ز غربت همصدا مثحد و دوست باشیم و لااقل در بلاد غریب یارای یاران دیار حبیب باشیم.
انشاءالله اگر بتوانیم!

به امید یگانگی ،برادری و عشق به میهن
با سپاس
شبیری




بازگشت

2006 © Persian Hand woven Carpet Association - All Rights Reserved

همچنين در اين بخش بخوانيد... بازگشت تماس با ما در باره اثحادیه صفحه اول
اتحاديه فرش دست بافت ايران در ژاپن