پورتال اتحاديه فرش دستباف ايران در ژاپن

Persian Carpet Association portal in Japan
همچنين دیگر مقاله های قالی دستباف ایران را در اين بخش بخوانيد بازگشت تماس با ما در باره اثحادیه صفحه اول 日本語

قالی کاشان




قالیچه  تمام ابریشم  آنتیک محتشم کاشان - از کلکسیون شخصی‌ آقای سید احمد شبیری -توکیو



با تشکر از استاد احراری و خانم الهام رایینی محمد آباد



ويژگيهاي تاريخي و جغرافيايي شهر كاشان : شهر كاشان در فاصله 258كيلومتري تهران مي باشد . از شمال به كوير و درياچه قم و از مشرق به اردستان ، از جنوب به نطنز و از مغرب به محلات محدود است . شهر كاشان در منابع اسلامي قاشان يا قاسان ضبط شده است . كاشان از شهرهاي بسيار قديمي است و به استناد تحقيقات باستانشناسي در تپه هاي سيلك واقع در 4 كيلومتري مغرب كاشان ، اين ناحيه يكي از نخستين مراكز تمدن و محل سكونت بشر ماقبل تاريخ شناخته شده است . كاشان در زمان ساسانيان نيز وجود داشته است و در دوره اسلامي يكي از شهرهاي معروف عراق عجم بوده است . به استناد تاريخ جهانگشاي جويني ، قوم مغول در سال 621 هجري قمري اهالي كاشان را قتل عام كردند . كاشان هميشه از مراكز مهم پيروان مذهب تشيع بوده است . به همين جهت در دوره صفويه به علت علاقه مندي آنان نسبت به اين مذهب شهر رو به آباداني نهاد . شاه صفي در اين شهر درگذشت و فرزندش شاه عباس دوم در همان شهر به تخت نشست . qسوابق صنعت نساجي و قاليبافي در كاشان قالي هاي تاريخي و گرانبهاي كاشان مظهر زيبايي ذوق و هنر ايرانيان است در جهان . باد آباد مهين خطّه كاشان كه مدام مهد هوش و خرد و صنعت و بينايي بود هر كه برخاست به هر پيشه ز شهر كاشان در فن خويشتنش فرط توانايي بود فرش زيباش كنون شهره دهر است چنانك زري و مخمل او شاهد هر جايي بود (ملك الشعراي بهار) قالي ايران كه عامل بزرگ شناسايي كشور كهنسال ما به جهانيان گشته و اكنون در زندگاني همه اقوام بشر از هر نژاد و ملت خود نمايي مي كند ، گذشته از تأمين نيازمندي هاي زندگي و تشكيل اندوخته پر بهاي هر خانه و خانواده اي ، ارزنده ترين نماينده انديشه هاي لطيف انساني و زيباترين پديده هاي دلپذير هنري و هم به شمار مي رود . اين صنعت ظريف كه چكيده ذوقهاي سرشار و مولود سليقه و ابتكار استعدادهاي هنري گروهي از افراد آزموده و ورزيده مي باشد ، محصول كار و نتيجه كوشش و دقت و هماهنگي هاي هنرمندان را به صورتي جالب و نقشي دلفريب جلوه گر مي سازد و مخصوصا هم براي آنكه واجد مزاياي مادي و معنوي است ، در ميان هنرهاي زيبا جايگاهي بلند و بي مانند دارد ، به گفته پروفسور پوپ آمريكايي كه عمري را با دانش و بينش در تحقيق و بررسي آثار و صنايع تاريخي ايران به سر برده است :« قالي ايراني نشانه تجمل شاعرانه در سرتاسر جهان است » . و در جاي ديگر گويد : « اين صنعت بيش از تمام صنايع خصايص و رسوم تنوع قيمي را در بر داشته مراحل مختلف زندگي و فرهنگ ايران را نشان مي دهد ، قالي هاي ايران روح حقيقي صنايع اين كشور را مجسم مي سازد ». اما قالي كاشان ، كه شهرت آن دنيا را فرا گرفته و شامل گرانبهاترين آثار هنري و قطعه هاي ممتازي در نوع خود مي باشد ، از نظر تاريخي دو عصر متفاوت و مختلفي را پيموده و يك تعطيل طولاني و فاصله زماني قريب به دو قرن اين دو مرحله را از يكديگر جدا ساخته است . نخستين بار در قرنهاي دهم و يازدهم هجري كه عصر طلايي صنايع كاشان ناميده شده است . بار دوم نيز دوره كنوني است كه از اويل قرن حاضر آغاز گشته است .چونكه عوامل و وسائل كار و چگونگي هاي آن در هر دوره تغييري يافته ، بنابر اين صنعت بزرگ را هم بايد در دو عصر متناوب و در حدود زمان و مكان و شرايط خاص خود مورد بررسي قرار داد . دوره اول : اين نكته واضح و مسلم است كه سابقه تاريخي تهيه و بافتن هر گونه فرش و گليم و قالي با مواد اوليه پشم يا موري حيواني در آغاز كار از صنايع روستايي و ايلياتي بوده كه به تدريج در شهر ها و ساير مراكز اجتماع هم پيشرفت نموده . سپس نيز به به اقتضاي فراهم بودن وسائل و عوامل گوناگون محلي با به كار بردن الياف پنبه و ابريشم تا تارهاي زر و سيم هم تنوع پيدا كرده است . وليكن در مورد قالي بافي كاشان دلايلي هست بر اينكه مبداء آن برعكس سير تدريجي و ترتيبي كه گفته شد از عالي ترين مرحله تكامل بافندگي منسوجات ظريف ابريشمي پديد آمده است. زيرا كه پارچه بافي ابريشمي از روزگاري بس دراز در آن شهر رواج و رونق كامل داشته و قرنها پيش از مسافرت ماركوپولوي ايتاليايي در قرن هفتم به ايران كه (در كاشان مخمل و پارچه هاي ابريشمي توجه او را جلب كرده است ) مردم آن ديار سرگرم اين پيشه و هنر بوده اند . آنها در طي زماني طولاني و با پيشرفت هاي تدريجي انواع تازه و ممتازي را در صنعت مخمل بافي پديد آوردند ، مانند مخمل دو خوابه ، برجسته و گل دار و مخمل زري تا پارچه هاي زربفت كه با ابريشم و گلابتون سيم و زر بافته مي شد .هر چند كه در مراكز ديگر هم اين كارگاههاي تهيه و قماشهاي ابريشمي مشابه آنها بافته شد ولي از جهت كم و كيف هرگز نتوانستند با كاشان رقابت و برابري بكنند . در عهد شاه عباس اول كه مروج و مشوق صنايع كشاورزي بود ، بگفته مؤلف كتاب تذكره الملوك (صفحه 30) تنها كارخانه دولتي كه در خارج پايتخت خلعت ها و هداياي سلطنتي را فراهم ساخته و آماده مي كرد در كاشان برپا شده بود تا «خلعتي كه به حكام و وزرا و كلانتران و مين باشيان و يوز باشيان و سايرين داده مي شد در كاشان و اصفهان تهيه مي گرديد ». بر اثر ترقي و تنوع منسوجات ، طبعاً مصرف آنها هم از لباس و پوشش زن و مرد تجاوز نموده در انواع وسايل و اسباب تجمل زندگي و براي زيب و آرايش دادن خانم هاي توانگران مورد استعمال قرار گرفت . و از آن جمله براي تزيين كف اطاق و گستردن روي فرشها بود . چنانكه شاردن محقق فرانسوي در كاخهاي سلطنتي اصفهان ديده و مي نويسد : «اين قالبي مخملي گرانبها را روي نمدهاي ضخيمي گسترده بودند تا قالي محفوظ بماند » . يكي از وعاظ مسيحي بنام كارترايت كه در حدود سال 1600 ميلادي به كاشان آمده درباره صنايع و قالي آنجا مي نويسد : « مردم كاشان خيلي كاركن و صنعتگر هستند و براي هر فن و ذوقي مهارت دارند مخصوصاً در صنعت بافتن كمربند و دستمال و منسوجات گلابتون ، انواع مخمل و اطلس و زري و تافته و پارچه اي كه در اروپا معروف به اورمزين (منسوب بهرمز) مي باشد . و همچنين انواع قالي و قاليچه و ظروف چيني و كاشي كه انسان را متعجب مي سازد . اجمالاً مي توان گفت كه كاشان مخزن و مركز معامله تمام شهرهاي ايران براي اين اجناس مي باشد . من اطمينان قطعي دارم كه واردات ساليانه ابريشم كاشان از واردات ساليانه ماهوت لندن بيشتر مي باشد » . اما تهيه و استعمال قماش و قالي هاي زربفت كاشان پيش از عهد شاه عباس با جنبه تجمل و اشرافي كه داشت منحصر به داخل ايران بود . در عصر اين پادشاه بلند همت ، علاوه بر مصرف زياد آن در دستگاه سلطنتي و امرا و بزرگان ، بخصوص از جهت هدايايي كه به كشورهاي بيگانه فرستاده مي شد نام آنرا همه جا بلند آوازه كرده و مشهور ساخت . از اين لحاظ در مراكز خارج ايران كه قالي زربفت همراه با نام شاه عباس شيوع يافته و شناخته شده چنين گمان برده اند كه ابداع و ابتكار اين نوع قالي هم در عهد اين پادشاه بعمل آمده و برخي از نويسندگان نيز به پيروي از آنها اين اشتباه تاريخي را تكرار نموده اند . در حاليكه مطابق مدارك تاريخي كه يكي از آنها را در اينجا ياد مي كنيم ، سالهاي متمادي پيش از شاه عباس اين صنعت رونق و رواج كامل يافته است . در ضمن فرماني كه در سال 950 هجري از طرف شاه طهماسب بعنوان حاكم خراسان مبني بر دستور العمل جامعي براي پذيرايي از محمد همايون صادر شده ، درباري هداياي مخصوص شاه مي نويسد : «قاليچه مخمل دو خوابه طلاباف و سه زوج قالين دوازده ذرعي كوشكاني». بنابر اين جاي حرف نيست كه بافتن قالي زربفت با گلابتون طلا از زمان قديم و پيش از سلطنت شاه طهماسب هم معمول بوده است ، و همچنين لفظ دو خوابه اصطلاح خاص يك نوع از مخمل و قالي در كاشان بوده و هست . وليكن در عهد شاه عباس مقدار توليد و مصرف اين قالي گرانبها بحدي افزايش يافته كه با ايام گذشته قابل قياس نبود از اين جهت در شهرهاي ديگر هم كارخانه هاي بزرگ و مجهزي براه افتاد . همچنانكه پس از درگذشت شاه عباس هم اين كارخانجات رونق خود را از دست داد تا آنكه با انقراض صفويه اين هنر ظريف يعني بافتن قالي هاي زربفت در كاشان بكلي از ميان رفت . در حاليكه مراكز ديگر كه با تهيه فرش هاي پشمي سر و كار داشتند كم و بيش كار هود را ادامه دادند و از آن جمله جوشقان بود . qاستادان طراح و توليد كنندگان فرش در كاشان مي توان تعداد زيادي از توليد كنندگان قالي هاي مشهور كاشان را نام برد . از ميان همه اينها حاج ملا محتشم ، سيد محمد مير علوي فرشچي ، حاج محمد جعفر اصفهانيان ، استاد حسين كاشي ، حسين اطمينان رضا صدقياني از بافندگان مشهور قديم و امروز مي باشند كه البته مي توان تعداد ديگري را نيز به اين جمع اضافه نمود . سيد رضا صانعي ، ميرزا نصرالله نقاش زاده ، محمد افسرس ، نظام افسري و محمد صنيعي از نقاشان قديم كاشان مي باشند كه به همراه استادكاران بسياري در دهه هاي اخير نظير حسين تقديسي ، عباس محتشم زاده ، اتمير كريم پور و … طرحهاي فرش كاشان به دست آنها خلق شده است . qخصوصيات قالي هاي كاشان ميل به ابتكار و نوآوري در طرحهاي كاشان ، طراحان فرش را وادار به نوعي تصوي سازي نمود كه بيشتر از آنكه از نوع تصوير سازي اروپايي باشد ، به تصويرسازي ايراني يعني قلم گيري و حالات مينياتوري شبيه بود . با وجود اين ، منظره سازي گاه در حد بسيار زيبايي روي قاليچه هاي قديمي كاشان ديده مي شود . در نمونه ها و يا تصاويري كه بعضاً در كتابهاي خارجي از فرشهاي قديمي كاشان ديده مي شود ، گاه از وجود فرشها ديده مي شود كه چگونه هنرمندان با ذوق اين شهر با استفاده از طرحهايي جذاب از گل و پرنده و چرخشهايي همراه با رنگهاي فوق العاده شفاف و درخشان كه معمولاً از رنگهاي جذاب از گل و پرنده و چرخشهايي همراه با رنگهاي فوق العاده شفاف و درخشان كه معمولاً از رنگهاي طبيعي روناس بوده و به وسيله رنگرزان ماهر به دست مي آمد ، چه كيفيت بي نظيري روي فرشهاي گذشته كاشان ايجاد مي كردند . در حال حاضر از آن قاليچه هاي زيبا و مشهور كاشان كه در دهات و بخشهاي كوچك منطقه كاشان نظير نطنز و غياث آباد و نوش آباد و غيره بافته مي شد ، چندان اثري ديده نمي شود و معروفترين طرح امروز كاشان لچك ترنج است كه بيشتر رنگ لاكي است . هر چند اظهار نظر قطعي درباره همه قالي هاي بافت كاشان كه اكنون در موزه ها و مجموعه هاي دنيا موجود است كار سهل و آساني نيست. اما از بررسي هاي فني كارشناسان و تحقق و تطبيق كلي و قراين ديگر ، خصوصياتي از قالي كاشان به دست آمده كه براي شناختن و تشخيص آنها بسيار موثر است . از جمله جزييات مربوط به نقش و تزيينان و ريزه كاريها و نقش و نگار مشتركي كه با ظروف سفالي و كاشي سازي كاشان در آنها موجود است . همچنين بافت ريز و مخمل نما و ظرافت خاص آن نسبت به قالي هاي ديگري كه با گره فارسي بافته شده استپروفسور پوپ مختصات ديگري را هم براي نقشه قاليهاي كاشان شمرده است مانند : «ترنجهاي كنگره دار و برگهاي ظريف ، شاخه ها و برگهاي دندانه دار و … ». يكي از محققين و كارشناسان جهاني ، از ميان دويست تخته قالي كهنه مشهور كه در كتاب مربوط به «ميراث ايران» منعكس بوده هفت تخته آنها را به عنوان عالي ترين قالي هاي جهان انتخاب و مورد تحقيق و بررسي قرار داده است . در نتيجه تحقيقات وي ثابت شده كه چهار پارچه از آن هفت قطعه به شرح زير بافت قديم كاشان مي باشد در حالي كه محل بافت سه تخته ديگر نيز مورد ترديد و تأمل است : 1 ـ قالي معروف اردبيلي ـ متعلق به موزه ويكتوريا و آلبرت كه از لحاظ طرح و استادي در بافت ، يكي از عاليترين قالي هاي جهان است و در كتيبه آن نوشته شده است: جز آستان توام در جهان پناهي نيست . سر مرا به جز اين در حواله گاهي نيست عمل غلام آستان مقصود كاشاني في سنه 946 تار و پود آن ابريشم و گره آن از نوع فارسي ، و در هر اينچ مربع 17*19 گره بافته شده . به گفته كارشناس نامبرده : « اين تعداد تقريباً مساوي تعداد گره هاي بهترين انواع قالي كاشان است كه در حدود 25 سال قبل بافته شده است . طرح و بافت قالي عالي و قابل ستايش است » . و سپس كارشناس نامبرده اضافه مي كند : «كاشان در عصر حاضر و در قرنهاي گذشته مركز كارهاي هنري بوده است ». شاردن در قرن شانزدهم ميلادي در باب كاشان چنين مي نويسد : « در هيچ يك از شهرهاي ايران بيش از كاشان و حوالي آن اطلس و مخمل و تافته ابريشم خواب و بيدار و زري و ساده و گل ابريشمي و پارچه زربفت و سيم بفت نمي بافند ». سرانتوان شرلي نيز تقريباً به همين نهج درباره كاشان سخن مي راند بخصوص متذكر مي گردد : «قالي هاي اين شهر از نظر ظرافت اسباب اعجاب مي شود » . بنابر اين جاي هيچ گونه شك و ترديدي باقي نماند كه قالي اردبيلي به وسيله مقصود كاشاني در كاشان بافته شده است . 2 ـ دومين قالي عالي دوره صفوي كه از پر ارزشترين ميراث ايران براي بني آد م است قالي معروف به شكارگاه است (در موزه هنر و صنعت شهر وينه) . در رديف اول و بزرگترين قالي هاي جهان است . اين تنها قال ياست كه تار و پود و گوشت آن همه از ابريشم است و از تمام قاليهاي ديگر عهد صفوي ريز بافت تر و قسمتي از تصاوير آن مليله نقره و يا مفضض است . پس از شرح جزييات نقشه آن كه شكارگاهي با حيوانات جنگلي و وحشي است مي گويد : «چون اهالي كاشان به بافتن قاليهاي ابريشمي عادت دارند و بعضي قالي هاي ابريشمي قرن دهم هجري نيز محققاً در آن شهر بافته شده از اين جهت قالي شكارگاه را هم كار كاشان مي دانند». 3 ـ سومين قالي از هفت قالي معروف به «چلسي» است در موزه ويكتوريا و آلبرت لندن . بي شك اين قالي هم قرابت و شباهتي با قالي اردبيل دارد .قطعاً اين فرش يكي از عاليترين قاليهاي جهان است و مانند قالي اردبيلي تار و پودش ابريشمي است ولي در هر اينچ 22*21 گره دارد . در باب محل بافت اين قالي بايد گفت قالي اردبيلي و قالي چلسي هر دو در يك محل كه كاشان بوده بافته شده است . 4 ـ قالي گلداني موزه ويكتوريا و آلبرت است ، كه با قالي گلداني موجود موزه ملي آلمان در برلن شبيه است كه به عقيده پروفسور پوپ هر دوي آنها را در قصبه جوشقان بافته اند .همين دانشمند در كتاب شاهكارهاي هنر ايران مي نويسد : «در نيمه دوم قرن دهم از كارگاههاي كاشان يك سلسله قاليچه و چند قالي بزرگ ابريشمي بيرون آمد . نمونه اين قاليها عبارت است از قالي شكار وين ، قالي برلن ، بر اينكي درورشو ، قالي شكار پادشاه سوئد . بر اثر هنر و همت طراحان بزرگ ، اين قاليها نه از حيث عظمت و جلال بلكه از حيث درخشندگي و عمق رنگ با مخمل يكسان است ». و نيز در جاي ديگر گويد :«بافندگان كاشان ثابت كرده اند كه مي توانستند فرشهاي تصويري ببافند چنانكه با بهترين كارهاي استادان چيني و اروپائي دوره گوتي برابري كند » يك كارشناس فني ايران هم كه قاليهاي تاريخي را از لحاظ نقشه بررسي و تقسيم بندي نموده ، درباره قاليهايي كه نقشه آنها ترنجي است ( در شماره هاي 1 و 2 مجله باستان شناسي ) مي نويسد : «ممتازترين نوع اين قاليها در قرن دهم هجري بافته شده و نفيس ترين نمونه هاي موجود از آن منسوب به شهر كاشان است » . ناگفته نماند كه نقشه هاي شكارگاه با حيوانات اهلي و وحشي نيز از نقش و نگارهاي معمولي كاشان بوده كه روي ممخمل و زري هم بافته مي شد . نمونه آنها يك پارچه مخمل دايره اي شكل با نقش و نگار انسان و حيوان در شكارگاه و متعلق به قرن دهم هجري است كه اكنون در موزه هنرهاي زيباي شهر بوستون موجود مي باشد . qقاليچه هاي ابريشمي دكتر ديماند كارشناس صنايع خاور ميانه در موزه متروپوليتن نيويورك در كتاب«راهنماي صنايع اسلامي» مي نويسد : «خوشبختانه از قاليهاي ابريشمي كوچك تعداد زيادتري باقي مانده كه در موزه ها و مجموعه هاي خصوصي موجود است … اين قاليچه ها را معمولا به كاشان نسبت مي دهند …. بافت اين قاليچه ها بقدري ظريف است كه شبيه مخمل هاي ايران مي باشد » . qقاليچه هاي معروف به لهستاني اين نوع قاليچه كه از ابريشم خالص با تارهاي زروسيم بافته شده متعلق بدوره ايست كه صنايع نساجي ابريشمي زربفت و قالي بافي كاشان به اوج كمال و تجمل رسيده بود . اين قاليچه هاي زربفت از آنجائيكه اولين بار در لهستان مشهور گرديد .ولي طبق مداركي كه پس از آن به دست آمد معلوم شد كه آنها از قالي هاي سفارشي است كه در كارگاههاي كاشان براي هديه دادن به پادشاهان و دربارهاي بيگانه بافته شده .از جمله يك هيئت نمايندگي ايران در سال 1639 ميلادي حامل شش تخته از آنها براي دوك بود كه قالي معروف به تاجگذاري در كاخ روزنبرك شهر كپنهالك يكي از آنها و اكنون در آنجا موجود است . مطابق اسناد معتبري كه از صنايع تاريخي لهستان به دست آمده در سال 1605 ميلادي برابر با 1014 هجري يك تاجر كارشناس ارمني از طرف پادشاه لهستان ماموريت يافت كه به ايران آمده عاليترين قاليهاي ممتاز ايراني را براي كاخهاي سلطنتي لهستان تهيه و خريداري نمايد . كارشناس نامبرده پس از بازديد مراكز مهم قالي بافي ايران و مطالعه كامل ، عاقبت قالي هاي مطلوب خود را در كاشان سفارش داد و خود او هم كه سرپرستي قاليها را در حين بافتن عهده دار بود دستور داد تا علامت عقاب سلطنتي لهستان را روي آنها ببافند كه اكنون چهار قطعه از اين قاليچه ها در موزه رزيدنتس موجود مي باشد . خلاصه آنكه اين دوره قلي بافي كاشان هم مانند ساير سزامانهاي مهم هنري آن شهر كه پس از شاه عباس اول روبه تنزل و كسادي نهاده بود ، در نيمه اول قرن دوازدهم بهواسطه هجوم افغان و آشوب و آشفتگي هاي پي در پي يك باره متروك و فراموش گرديد . qنگاهي به قاليبافي جوشقان جوشقان نيز در جنوب كاشان قرار گرفته است . در ذكر سوابق بافت قالي در جوشقان ، به فرماني كه در سال 950 هجري قمري از طرف شاه طهماسب صفوي ، مبني بر دستورالعمل جامعي براي پذيرايي از محمد همايون پادشاه هندوستان به حاكم خراسان صادر شده ، اشاده مي شود . در اين فرمان درباره تقديم هداياي مخصوص به همايون شاه از قاليچه هاي مخمل طلا بافت و سه جفت قالي 12 ذرعي جوشقان نام برده شده است .لازم به ذكر است كه بافت قاليهاي ابريشمين در جوشقان از سالها قبل از سلطنت صفويان متداول بوده است . ابوالفضل علامي در كتاب آيين اكبري ، جوشقان را يكي از چهار مركزي مي شمارد كه از آنجا به دربار هند قالي مي فرستادند . اسكندر بيك تركمان نيز در عالم آراي عباسي از قاليهاي ابريشمي زربافت جوشقان و كرمان كه سفير عثماني به دريافت آنها نايل آمده نام برده است . پروفوسور پوپ ، جوشقان را محل كارگاههاي سلطنتي بافت قالي مي داند . وي به كاشان رفت و قالي ها را سفارش داد و به حضور شاه عباس اول بار يافت و به شاه توضيح داد كه سفير نيست و تنها مدي تجارت پيشه است .متقاعب آن در سال 1051 ، سيگيموند هنگام ازدواج دخترش با امير ناحيه پالاتين در راين رخي از اين فرشهاي ايراني را به عنوان جهيزيه به وي داده . پس از انقراض صفويه به تدريج اين صنعت از اهميت افتاد و در صد سال اخير عليرغم بافت قاليچه هاي نفيس ، با محصولات زمان صفويه تفاوت بسياري دارد . احياء مجدد قاليبافي در اصفهان به دوران سلطنت ناصرالدين شاه قاجار بازمي گردد. از چگونگي احياء و رونق مجدد قاليبافي در اصفهان اطلاع دقيقي در دست نيست ، اما اطلاع دقيقي در دست نيست ، اما گفته مي شود فرزند وي ، ظل السلطان ، زماني كه والي اصفهان بود ، زني از كردستان گرفت و به اصفهان آورد . آن زن چون قاليبافي مي دانست آن شهزاده مايل شد تا چند تخته قالي برايش مهيا كند . براي اين كار دستور داد كه استاد عبدالرحيم را كه در اين فن سررشته داشت ، استخدام كردند . استاد مزبور چند دستگاه براي حكمران بر پا كرد . ولي وقوع پاره اي پيش آمدهاي ناگوار در منزل حكمران باعث شد كه بر پا داشتن قالي به فال بد گرفته شود و لذا دستگاههاي تازه شروع شده را به استاد مزبور بخشيد. استاد عبدالرحيم دستگاههاي قالي را در محل مخصوصي قرار داد تا كار خود را ادامه دهد . ظل السلطان خبر دار شد و روزي به كارگاه قاليبافي استاد رفت . قاليها نزديك به اتمام بود ، امر كرد كه بالاي قاليها عبارت (كارخانه قاليبافي ظل السلطان)بافته شود . تعدادي از اين قاليها به روسيه حمل شد و جلب نظر دربار روسيه را نمود و به دنبال آن استاد قاليباف براي بافت دو قالي در نمايشگاهي كه در روسيه برقرار شد به آنجا رفت . گفته مي شود دستگاههاي بافته شده پس از روسيه براي نمايش به پاريس نيز برده شدند . ستاد عبدالرحيم پس از آن به ايران مراجعت نمود و در ايران به كار خود ادامه داد . در اين زمان ميرزا ابوالقاسم نقاش و پسرش ميرزا علي محمد نقاش نيز شروع به كار نموده و به سهم خود خدماتي به احياي قالي بافي در اصفهان نمودند .خصوصيات قالي هاي جوشقان طرح قاليهاي جو


ويژگيهاي تاريخي و جغرافيايي کاشان و فرش كاشان


ويژگيهاي تاريخي و جغرافيايي شهر كاشان : شهر كاشان در فاصله 258كيلومتري تهران مي باشد .
از شمال به كوير و درياچه قم و از مشرق به اردستان ، از جنوب به نطنز و از مغرب به محلات محدود است . شهر كاشان در منابع اسلامي قاشان يا قاسان ضبط شده است .
كاشان از شهرهاي بسيار قديمي است و به استناد تحقيقات باستانشناسي در تپه هاي سيلك واقع در 4 كيلومتري مغرب كاشان ، اين ناحيه يكي از نخستين مراكز تمدن و محل سكونت بشر ماقبل تاريخ شناخته شده است .
كاشان در زمان ساسانيان نيز وجود داشته است و در دوره اسلامي يكي از شهرهاي معروف عراق عجم بوده است . به استناد تاريخ جهانگشاي جويني ، قوم مغول در سال 621 هجري قمري اهالي كاشان را قتل عام كردند .
كاشان هميشه از مراكز مهم پيروان مذهب تشيع بوده است . به همين جهت در دوره صفويه به علت علاقه مندي آنان نسبت به اين مذهب شهر رو به آباداني نهاد .
شاه صفي در اين شهر درگذشت و فرزندش شاه عباس دوم در همان شهر به تخت نشست . qسوابق صنعت نساجي و قاليبافي در كاشان قالي هاي تاريخي و گرانبهاي كاشان مظهر زيبايي ذوق و هنر ايرانيان است در جهان . باد آباد مهين خطّه كاشان كه مدام مهد هوش و خرد و صنعت و بينايي بود هر كه برخاست به هر پيشه ز شهر كاشان در فن خويشتنش فرط توانايي بود فرش زيباش كنون شهره دهر است چنانك زري و مخمل او شاهد هر جايي بود (ملك الشعراي بهار) قالي ايران كه عامل بزرگ شناسايي كشور كهنسال ما به جهانيان گشته و اكنون در زندگاني همه اقوام بشر از هر نژاد و ملت خود نمايي مي كند ، گذشته از تأمين نيازمندي هاي زندگي و تشكيل اندوخته پر بهاي هر خانه و خانواده اي ، ارزنده ترين نماينده انديشه هاي لطيف انساني و زيباترين پديده هاي دلپذير هنري و هم به شمار مي رود .
اين صنعت ظريف كه چكيده ذوقهاي سرشار و مولود سليقه و ابتكار استعدادهاي هنري گروهي از افراد آزموده و ورزيده مي باشد ، محصول كار و نتيجه كوشش و دقت و هماهنگي هاي هنرمندان را به صورتي جالب و نقشي دلفريب جلوه گر مي سازد و مخصوصا هم براي آنكه واجد مزاياي مادي و معنوي است ، در ميان هنرهاي زيبا جايگاهي بلند و بي مانند دارد ، به گفته پروفسور پوپ آمريكايي كه عمري را با دانش و بينش در تحقيق و بررسي آثار و صنايع تاريخي ايران به سر برده است :« قالي ايراني نشانه تجمل شاعرانه در سرتاسر جهان است » . و در جاي ديگر گويد : « اين صنعت بيش از تمام صنايع خصايص و رسوم تنوع قيمي را در بر داشته مراحل مختلف زندگي و فرهنگ ايران را نشان مي دهد ، قالي هاي ايران روح حقيقي صنايع اين كشور را مجسم مي سازد ».
اما قالي كاشان ، كه شهرت آن دنيا را فرا گرفته و شامل گرانبهاترين آثار هنري و قطعه هاي ممتازي در نوع خود مي باشد ، از نظر تاريخي دو عصر متفاوت و مختلفي را پيموده و يك تعطيل طولاني و فاصله زماني قريب به دو قرن اين دو مرحله را از يكديگر جدا ساخته است . نخستين بار در قرنهاي دهم و يازدهم هجري كه عصر طلايي صنايع كاشان ناميده شده است . بار دوم نيز دوره كنوني است كه از اويل قرن حاضر آغاز گشته است .چونكه عوامل و وسائل كار و چگونگي هاي آن در هر دوره تغييري يافته ، بنابر اين صنعت بزرگ را هم بايد در دو عصر متناوب و در حدود زمان و مكان و شرايط خاص خود مورد بررسي قرار داد . دوره اول : اين نكته واضح و مسلم است كه سابقه تاريخي تهيه و بافتن هر گونه فرش و گليم و قالي با مواد اوليه پشم يا موري حيواني در آغاز كار از صنايع روستايي و ايلياتي بوده كه به تدريج در شهر ها و ساير مراكز اجتماع هم پيشرفت نموده . سپس نيز به به اقتضاي فراهم بودن وسائل و عوامل گوناگون محلي با به كار بردن الياف پنبه و ابريشم تا تارهاي زر و سيم هم تنوع پيدا كرده است . وليكن در مورد قالي بافي كاشان دلايلي هست بر اينكه مبداء آن برعكس سير تدريجي و ترتيبي كه گفته شد از عالي ترين مرحله تكامل بافندگي منسوجات ظريف ابريشمي پديد آمده است. زيرا كه پارچه بافي ابريشمي از روزگاري بس دراز در آن شهر رواج و رونق كامل داشته و قرنها پيش از مسافرت ماركوپولوي ايتاليايي در قرن هفتم به ايران كه (در كاشان مخمل و پارچه هاي ابريشمي توجه او را جلب كرده است ) مردم آن ديار سرگرم اين پيشه و هنر بوده اند . آنها در طي زماني طولاني و با پيشرفت هاي تدريجي انواع تازه و ممتازي را در صنعت مخمل بافي پديد آوردند ، مانند مخمل دو خوابه ، برجسته و گل دار و مخمل زري تا پارچه هاي زربفت كه با ابريشم و گلابتون سيم و زر بافته مي شد .هر چند كه در مراكز ديگر هم اين كارگاههاي تهيه و قماشهاي ابريشمي مشابه آنها بافته شد ولي از جهت كم و كيف هرگز نتوانستند با كاشان رقابت و برابري بكنند . در عهد شاه عباس اول كه مروج و مشوق صنايع كشاورزي بود ، بگفته مؤلف كتاب تذكره الملوك (صفحه 30) تنها كارخانه دولتي كه در خارج پايتخت خلعت ها و هداياي سلطنتي را فراهم ساخته و آماده مي كرد در كاشان برپا شده بود تا «خلعتي كه به حكام و وزرا و كلانتران و مين باشيان و يوز باشيان و سايرين داده مي شد در كاشان و اصفهان تهيه مي گرديد ». بر اثر ترقي و تنوع منسوجات ، طبعاً مصرف آنها هم از لباس و پوشش زن و مرد تجاوز نموده در انواع وسايل و اسباب تجمل زندگي و براي زيب و آرايش دادن خانم هاي توانگران مورد استعمال قرار گرفت . و از آن جمله براي تزيين كف اطاق و گستردن روي فرشها بود . چنانكه شاردن محقق فرانسوي در كاخهاي سلطنتي اصفهان ديده و مي نويسد : «اين قالبي مخملي گرانبها را روي نمدهاي ضخيمي گسترده بودند تا قالي محفوظ بماند » . يكي از وعاظ مسيحي بنام كارترايت كه در حدود سال 1600 ميلادي به كاشان آمده درباره صنايع و قالي آنجا مي نويسد : « مردم كاشان خيلي كاركن و صنعتگر هستند و براي هر فن و ذوقي مهارت دارند مخصوصاً در صنعت بافتن كمربند و دستمال و منسوجات گلابتون ، انواع مخمل و اطلس و زري و تافته و پارچه اي كه در اروپا معروف به اورمزين (منسوب بهرمز) مي باشد . و همچنين انواع قالي و قاليچه و ظروف چيني و كاشي كه انسان را متعجب مي سازد
. اجمالاً مي توان گفت كه كاشان مخزن و مركز معامله تمام شهرهاي ايران براي اين اجناس مي باشد .
من اطمينان قطعي دارم كه واردات ساليانه ابريشم كاشان از واردات ساليانه ماهوت لندن بيشتر مي باشد » . اما تهيه و استعمال قماش و قالي هاي زربفت كاشان پيش از عهد شاه عباس با جنبه تجمل و اشرافي كه داشت منحصر به داخل ايران بود .
در عصر اين پادشاه بلند همت ، علاوه بر مصرف زياد آن در دستگاه سلطنتي و امرا و بزرگان ، بخصوص از جهت هدايايي كه به كشورهاي بيگانه فرستاده مي شد نام آنرا همه جا بلند آوازه كرده و مشهور ساخت . از اين لحاظ در مراكز خارج ايران كه قالي زربفت همراه با نام شاه عباس شيوع يافته و شناخته شده چنين گمان برده اند كه ابداع و ابتكار اين نوع قالي هم در عهد اين پادشاه بعمل آمده و برخي از نويسندگان نيز به پيروي از آنها اين اشتباه تاريخي را تكرار نموده اند . در حاليكه مطابق مدارك تاريخي كه يكي از آنها را در اينجا ياد مي كنيم ، سالهاي متمادي پيش از شاه عباس اين صنعت رونق و رواج كامل يافته است .



در ضمن فرماني كه در سال 950 هجري از طرف شاه طهماسب بعنوان حاكم خراسان مبني بر دستور العمل جامعي براي پذيرايي از محمد همايون صادر شده ، درباري هداياي مخصوص شاه مي نويسد : «قاليچه مخمل دو خوابه طلاباف و سه زوج قالين دوازده ذرعي كوشكاني». بنابر اين جاي حرف نيست كه بافتن قالي زربفت با گلابتون طلا از زمان قديم و پيش از سلطنت شاه طهماسب هم معمول بوده است ، و همچنين لفظ دو خوابه اصطلاح خاص يك نوع از مخمل و قالي در كاشان بوده و هست . وليكن در عهد شاه عباس مقدار توليد و مصرف اين قالي گرانبها بحدي افزايش يافته كه با ايام گذشته قابل قياس نبود از اين جهت در شهرهاي ديگر هم كارخانه هاي بزرگ و مجهزي براه افتاد .
همچنانكه پس از درگذشت شاه عباس هم اين كارخانجات رونق خود را از دست داد تا آنكه با انقراض صفويه اين هنر ظريف يعني بافتن قالي هاي زربفت در كاشان بكلي از ميان رفت

. در حاليكه مراكز ديگر كه با تهيه فرش هاي پشمي سر و كار داشتند كم و بيش كار هود را ادامه دادند و از آن جمله جوشقان بود .استادان طراح و توليد كنندگان فرش در كاشان مي توان تعداد زيادي از توليد كنندگان قالي هاي مشهور كاشان را نام برد . از ميان همه اينها حاج ملا محتشم ، سيد محمد مير علوي فرشچي ، حاج محمد جعفر اصفهانيان ، استاد حسين كاشي ، حسين اطمينان رضا صدقياني از بافندگان مشهور قديم و امروز مي باشند كه البته مي توان تعداد ديگري را نيز به اين جمع اضافه نمود .
سيد رضا صانعي ، ميرزا نصرالله نقاش زاده ، محمد افسرس ، نظام افسري و محمد صنيعي از نقاشان قديم كاشان مي باشند كه به همراه استادكاران بسياري در دهه هاي اخير نظير حسين تقديسي ، عباس محتشم زاده ، اتمير كريم پور و … طرحهاي فرش كاشان به دست آنها خلق شده است . qخصوصيات قالي هاي كاشان ميل به ابتكار و نوآوري در طرحهاي كاشان ، طراحان فرش را وادار به نوعي تصوي سازي نمود كه بيشتر از آنكه از نوع تصوير سازي اروپايي باشد ، به تصويرسازي ايراني يعني قلم گيري و حالات مينياتوري شبيه بود . با وجود اين ، منظره سازي گاه در حد بسيار زيبايي روي قاليچه هاي قديمي كاشان ديده مي شود . در نمونه ها و يا تصاويري كه بعضاً در كتابهاي خارجي از فرشهاي قديمي كاشان ديده مي شود ، گاه از وجود فرشها ديده مي شود كه چگونه هنرمندان با ذوق اين شهر با استفاده از طرحهايي جذاب از گل و پرنده و چرخشهايي همراه با رنگهاي فوق العاده شفاف و درخشان كه معمولاً از رنگهاي جذاب از گل و پرنده و چرخشهايي همراه با رنگهاي فوق العاده شفاف و درخشان كه معمولاً از رنگهاي طبيعي روناس بوده و به وسيله رنگرزان ماهر به دست مي آمد ، چه كيفيت بي نظيري روي فرشهاي گذشته كاشان ايجاد مي كردند .
در حال حاضر از آن قاليچه هاي زيبا و مشهور كاشان كه در دهات و بخشهاي كوچك منطقه كاشان نظير نطنز و غياث آباد و نوش آباد و غيره بافته مي شد ، چندان اثري ديده نمي شود و معروفترين طرح امروز كاشان لچك ترنج است كه بيشتر رنگ لاكي است . هر چند اظهار نظر قطعي درباره همه قالي هاي بافت كاشان كه اكنون در موزه ها و مجموعه هاي دنيا موجود است كار سهل و آساني نيست. اما از بررسي هاي فني كارشناسان و تحقق و تطبيق كلي و قراين ديگر ، خصوصياتي از قالي كاشان به دست آمده كه براي شناختن و تشخيص آنها بسيار موثر است . از جمله جزييات مربوط به نقش و تزيينان و ريزه كاريها و نقش و نگار مشتركي كه با ظروف سفالي و كاشي سازي كاشان در آنها موجود است . همچنين بافت ريز و مخمل نما و ظرافت خاص آن نسبت به قالي هاي ديگري كه با گره فارسي بافته شده استپروفسور پوپ مختصات ديگري را هم براي نقشه قاليهاي كاشان شمرده است مانند : «ترنجهاي كنگره دار و برگهاي ظريف ، شاخه ها و برگهاي دندانه دار و … »
. يكي از محققين و كارشناسان جهاني ، از ميان دويست تخته قالي كهنه مشهور كه در كتاب مربوط به «ميراث ايران» منعكس بوده هفت تخته آنها را به عنوان عالي ترين قالي هاي جهان انتخاب و مورد تحقيق و بررسي قرار داده است .
در نتيجه تحقيقات وي ثابت شده كه چهار پارچه از آن هفت قطعه به شرح زير بافت قديم كاشان مي باشد در حالي كه محل بافت سه تخته ديگر نيز مورد ترديد و تأمل است : 1 ـ قالي معروف اردبيلي ـ متعلق به موزه ويكتوريا و آلبرت كه از لحاظ طرح و استادي در بافت ، يكي از عاليترين قالي هاي جهان است و در كتيبه آن نوشته شده است: جز آستان توام در جهان پناهي نيست . سر مرا به جز اين در حواله گاهي نيست عمل غلام آستان مقصود كاشاني في سنه 946 تار و پود آن ابريشم و گره آن از نوع فارسي ، و در هر اينچ مربع 17*19 گره بافته شده . به گفته كارشناس نامبرده : « اين تعداد تقريباً مساوي تعداد گره هاي بهترين انواع قالي كاشان است كه در حدود 25 سال قبل بافته شده است .
طرح و بافت قالي عالي و قابل ستايش است » . و سپس كارشناس نامبرده اضافه مي كند : «كاشان در عصر حاضر و در قرنهاي گذشته مركز كارهاي هنري بوده است ». شاردن در قرن شانزدهم ميلادي در باب كاشان چنين مي نويسد : « در هيچ يك از شهرهاي ايران بيش از كاشان و حوالي آن اطلس و مخمل و تافته ابريشم خواب و بيدار و زري و ساده و گل ابريشمي و پارچه زربفت و سيم بفت نمي بافند ». سرانتوان شرلي نيز تقريباً به همين نهج درباره كاشان سخن مي راند بخصوص متذكر مي گردد : «قالي هاي اين شهر از نظر ظرافت اسباب اعجاب مي شود » . بنابر اين جاي هيچ گونه شك و ترديدي باقي نماند كه قالي اردبيلي به وسيله مقصود كاشاني در كاشان بافته شده است . 2 ـ دومين قالي عالي دوره صفوي كه از پر ارزشترين ميراث ايران براي بني آد م است قالي معروف به شكارگاه است (در موزه هنر و صنعت شهر وينه) . در رديف اول و بزرگترين قالي هاي جهان است . اين تنها قال ياست كه تار و پود و گوشت آن همه از ابريشم است و از تمام قاليهاي ديگر عهد صفوي ريز بافت تر و قسمتي از تصاوير آن مليله نقره و يا مفضض است . پس از شرح جزييات نقشه آن كه شكارگاهي با حيوانات جنگلي و وحشي است مي گويد : «چون اهالي كاشان به بافتن قاليهاي ابريشمي عادت دارند و بعضي قالي هاي ابريشمي قرن دهم هجري نيز محققاً در آن شهر بافته شده از اين جهت قالي شكارگاه را هم كار كاشان مي دانند». 3 ـ سومين قالي از هفت قالي معروف به «چلسي» است در موزه ويكتوريا و آلبرت لندن . بي شك اين قالي هم قرابت و شباهتي با قالي اردبيل دارد .قطعاً اين فرش يكي از عاليترين قاليهاي جهان است و مانند قالي اردبيلي تار و پودش ابريشمي است ولي در هر اينچ 22*21 گره دارد
. در باب محل بافت اين قالي بايد گفت قالي اردبيلي و قالي چلسي هر دو در يك محل كه كاشان بوده بافته شده است . 4 ـ قالي گلداني موزه ويكتوريا و آلبرت است ، كه با قالي گلداني موجود موزه ملي آلمان در برلن شبيه است كه به عقيده پروفسور پوپ هر دوي آنها را در قصبه جوشقان بافته اند
.همين دانشمند در كتاب شاهكارهاي هنر ايران مي نويسد : «در نيمه دوم قرن دهم از كارگاههاي كاشان يك سلسله قاليچه و چند قالي بزرگ ابريشمي بيرون آمد .
نمونه اين قاليها عبارت است از قالي شكار وين ، قالي برلن ، بر اينكي درورشو ، قالي شكار پادشاه سوئد . بر اثر هنر و همت طراحان بزرگ ، اين قاليها نه از حيث عظمت و جلال بلكه از حيث درخشندگي و عمق رنگ با مخمل يكسان است ».
و نيز در جاي ديگر گويد :«بافندگان كاشان ثابت كرده اند كه مي توانستند فرشهاي تصويري ببافند چنانكه با بهترين كارهاي استادان چيني و اروپائي دوره گوتي برابري كند » يك كارشناس فني ايران هم كه قاليهاي تاريخي را از لحاظ نقشه بررسي و تقسيم بندي نموده ، درباره قاليهايي كه نقشه آنها ترنجي است ( در شماره هاي 1 و 2 مجله باستان شناسي ) مي نويسد : «ممتازترين نوع اين قاليها در قرن دهم هجري بافته شده و نفيس ترين نمونه هاي موجود از آن منسوب به شهر كاشان است » .
ناگفته نماند كه نقشه هاي شكارگاه با حيوانات اهلي و وحشي نيز از نقش و نگارهاي معمولي كاشان بوده كه روي ممخمل و زري هم بافته مي شد .
نمونه آنها يك پارچه مخمل دايره اي شكل با نقش و نگار انسان و حيوان در شكارگاه و متعلق به قرن دهم هجري است كه اكنون در موزه هنرهاي زيباي شهر بوستون موجود مي باشد . qقاليچه هاي ابريشمي دكتر ديماند كارشناس صنايع خاور ميانه در موزه متروپوليتن نيويورك در كتاب«راهنماي صنايع اسلامي» مي نويسد : «خوشبختانه از قاليهاي ابريشمي كوچك تعداد زيادتري باقي مانده كه در موزه ها و مجموعه هاي خصوصي موجود است … اين قاليچه ها را معمولا به كاشان نسبت مي دهند …. بافت اين قاليچه ها بقدري ظريف است كه شبيه مخمل هاي ايران مي باشد » . qقاليچه هاي معروف به لهستاني اين نوع قاليچه كه از ابريشم خالص با تارهاي زروسيم بافته شده متعلق بدوره ايست كه صنايع نساجي ابريشمي زربفت و قالي بافي كاشان به اوج كمال و تجمل رسيده بود . اين قاليچه هاي زربفت از آنجائيكه اولين بار در لهستان مشهور گرديد .ولي طبق مداركي كه پس از آن به دست آمد معلوم شد كه آنها از قالي هاي سفارشي است كه در كارگاههاي كاشان براي هديه دادن به پادشاهان و دربارهاي بيگانه بافته شده .از جمله يك هيئت نمايندگي ايران در سال 1639 ميلادي حامل شش تخته از آنها براي دوك بود كه قالي معروف به تاجگذاري در كاخ روزنبرك شهر كپنهالك يكي از آنها و اكنون در آنجا موجود است . مطابق اسناد معتبري كه از صنايع تاريخي لهستان به دست آمده در سال 1605 ميلادي برابر با 1014 هجري يك تاجر كارشناس ارمني از طرف پادشاه لهستان ماموريت يافت كه به ايران آمده عاليترين قاليهاي ممتاز ايراني را براي كاخهاي سلطنتي لهستان تهيه و خريداري نمايد . كارشناس نامبرده پس از بازديد مراكز مهم قالي بافي ايران و مطالعه كامل ، عاقبت قالي هاي مطلوب خود را در كاشان سفارش داد و خود او هم كه سرپرستي قاليها را در حين بافتن عهده دار بود دستور داد تا علامت عقاب سلطنتي لهستان را روي آنها ببافند كه اكنون چهار قطعه از اين قاليچه ها در موزه رزيدنتس موجود مي باشد . خلاصه آنكه اين دوره قلي بافي كاشان هم مانند ساير سزامانهاي مهم هنري آن شهر كه پس از شاه عباس اول روبه تنزل و كسادي نهاده بود ، در نيمه اول قرن دوازدهم بهواسطه هجوم افغان و آشوب و آشفتگي هاي پي در پي يك باره متروك و فراموش گرديد . qنگاهي به قاليبافي جوشقان جوشقان نيز در جنوب كاشان قرار گرفته است . در ذكر سوابق بافت قالي در جوشقان ، به فرماني كه در سال 950 هجري قمري از طرف شاه طهماسب صفوي ، مبني بر دستورالعمل جامعي براي پذيرايي از محمد همايون پادشاه هندوستان به حاكم خراسان صادر شده ، اشاده مي شود .
در اين فرمان درباره تقديم هداياي مخصوص به همايون شاه از قاليچه هاي مخمل طلا بافت و سه جفت قالي 12 ذرعي جوشقان نام برده شده است .
لازم به ذكر است كه بافت قاليهاي ابريشمين در جوشقان از سالها قبل از سلطنت صفويان متداول بوده است . ابوالفضل علامي در كتاب آيين اكبري ، جوشقان را يكي از چهار مركزي مي شمارد كه از آنجا به دربار هند قالي مي فرستادند .
اسكندر بيك تركمان نيز در عالم آراي عباسي از قاليهاي ابريشمي زربافت جوشقان و كرمان كه سفير عثماني به دريافت آنها نايل آمده نام برده است . پروفوسور پوپ ، جوشقان را محل كارگاههاي سلطنتي بافت قالي مي داند . وي به كاشان رفت و قالي ها را سفارش داد و به حضور شاه عباس اول بار يافت و به شاه توضيح داد كه سفير نيست و تنها مدي تجارت پيشه است .متقاعب آن در سال 1051 ، سيگيموند هنگام ازدواج دخترش با امير ناحيه پالاتين در راين رخي از اين فرشهاي ايراني را به عنوان جهيزيه به وي داده . پس از انقراض صفويه به تدريج اين صنعت از اهميت افتاد و در صد سال اخير عليرغم بافت قاليچه هاي نفيس ، با محصولات زمان صفويه تفاوت بسياري دارد . احياء مجدد قاليبافي در اصفهان به دوران سلطنت ناصرالدين شاه قاجار بازمي گردد. از چگونگي احياء و رونق مجدد قاليبافي در اصفهان اطلاع دقيقي در دست نيست ، اما اطلاع دقيقي در دست نيست ، اما گفته مي شود فرزند وي ، ظل السلطان ، زماني كه والي اصفهان بود ، زني از كردستان گرفت و به اصفهان آورد . آن زن چون قاليبافي مي دانست آن شهزاده مايل شد تا چند تخته قالي برايش مهيا كند . براي اين كار دستور داد كه استاد عبدالرحيم را كه در اين فن سررشته داشت ، استخدام كردند . استاد مزبور چند دستگاه براي حكمران بر پا كرد . ولي وقوع پاره اي پيش آمدهاي ناگوار در منزل حكمران باعث شد كه بر پا داشتن قالي به فال بد گرفته شود و لذا دستگاههاي تازه شروع شده را به استاد مزبور بخشيد. استاد عبدالرحيم دستگاههاي قالي را در محل مخصوصي قرار داد تا كار خود را ادامه دهد . ظل السلطان خبر دار شد و روزي به كارگاه قاليبافي استاد رفت . قاليها نزديك به اتمام بود ، امر كرد كه بالاي قاليها عبارت (كارخانه قاليبافي ظل السلطان)بافته شود . تعدادي از اين قاليها به روسيه حمل شد و جلب نظر دربار روسيه را نمود و به دنبال آن استاد قاليباف براي بافت دو قالي در نمايشگاهي كه در روسيه برقرار شد به آنجا رفت .
گفته مي شود دستگاههاي بافته شده پس از روسيه براي نمايش به پاريس نيز برده شدند .
ستاد عبدالرحيم پس از آن به ايران مراجعت نمود و در ايران به كار خود ادامه داد .
در اين زمان ميرزا ابوالقاسم نقاش و پسرش ميرزا علي محمد نقاش نيز شروع به كار نموده و به سهم خود خدماتي به احياي قالي بافي در اصفهان نمودند
.خصوصيات قالي هاي جوشقان طرح قاليهاي جوشقان داراي نگاره هاي ريز و به هم فشرده اي است كه سراسر زمينه طرح را پر مي كند . با وجود نظم هندسي كه در اين طرح مشاهده مي شود ، ولي اين طرح شكل تكامل يافته از يك طرح ذهني است . مشخص ترين نقشمايه در اين لوزيها درخت و گلدان است كه در لوزيهاي متقارن و يك اندازه اي قرار گرفته و مجموعه طرح ممكن است لچك و ترنج يا ترنجدار يا به صورت درختي باشد . نوعي از اين طرح به نام حاج خانمي معروف است . نخهاي مورد استفاده در فرش جوشقان نوعي پشم محلي مرغوب است و تعداد رنگهاي به كار رفته در اين فرش حداكثر 12 رنگ است كه معمولا از رنگهاي روشن بوده و رنگ روناسي و برگ مو (براي رنگ زرد) در آن كاربرد دارد . فرش جوشقان معمولا دو پوده بوده و گره به كار رفته در آن گره فارسي است .





دیگر مقاله های قالی دستباف ایرانی
آشنايي با چند اصطلاح فرش
زندگی یک قالی بزرگ است
فرش مود
تاریخچه، ساخنار،نقشمایه ها و طرحهای فرش ترکمن
فرش در ادبيات فارسی
فرشهاي تاريخي ايران
راهیابی فرش‌های ایرانی به اروپا؛ فرش‌های لهستانی
فرش هاي لهستاني
مراحل مقدماتي بافت قالي
بافت فرش در اردبیل
چله كشي تركي
طراحان فرش دستباف كرمان
شیوه رنگرزی سنتی به یادگار مانده از محمد کاظم مجنونی
ویژگیها و مزایای الیاف پنیه خودرنگ
روشهای مختلف ضد بید کردن قالی
با استاد ابوالقاسم جدی اشنا شویم
سیر تحول بته جقه در ایران
شناسایی و ریشه‌یابی نقوش بومی فرش ایلام
صنعت و تجارت ابریشم ایران در عصر زندیه
فرش هریس از لحاظ جغرافیایی وطرح
استاد رسام عرب زاده
نغمه تار ابريشم
قالی نایین
ترمه در ایران آشنایی با نحوه بافت ترمه
ويژگيهاي تاريخي و جغرافيايي کاشان و فرش كاشان
نقش ماهی بر سفالینه های پیش از تاریخ
بیجار و قالی آن از دیدگاه ادوارد
بررسي تطبيقي فرش روستاي جادشت با فرش كشكولي در زمان كوچ نشيني
معرفی نقش ناظم در قالی قشقائی
تاریخچه نقش بوته قباد خانی در ایل قشقایی
معرفي استاد حميد آتش طينت
معرفي استاد رسول مهرورزان
معرفي فرشيد پوريا استاد بافت
ليست كتب مرتبط با فرش و هنر كتابخانه مركز آموزش جهاد كشاورزي كرمانشاه
معرفي استاد مرتضي فرهاديه
وزی روزگاری فرش بیجار
تاریخچه نقش بوته قباد خانی
ويژگي هاي كلي فرش شرقي و حدود جغرافيايي
آموزش گره هاي كاربردي در بافت قالي
ارتباط نقوش گبه بازندگي عشاير فارس
فرشهاي پرزدار بلوچ وهمسايگان آنها
مهندس شيرين صور اسرافيل



سمینار و کلاسهای آموزشی پژوهشی دست اندر کاران فرش دستباف ایران در ژاپن

نمایش تصویری سمینار و کلاسهای آموزشی پژوهشی


موزه فرش های کهن ابریشم و دیگر دست بافته های ابریشمی،برای نخستین بار در ژاپن

نخستين سمینار و کارگاه آموزش عالي شناخت فرش دستباف در ژاپن با موفقیت برگزار گردید
نمایشگاه ها و سمینارهای های فرش دستباف ايران


نمایشگاه ها و سمینارهای های فرش دستباف ايران

اتاق فکر فرش ايران در ژاپن


اتاق فکر فرش ايران در ژاپن



تسهیلات جهت اعضاء اتحاديه فرش دستباف ايران



2006 © Persian Hand woven Carpet Association portal- All Rights Reserved

本文へジャンプ

پورتال اتحاديه فرش دستباف ايران در ژاپن -Persian Carpet Association portal in Japan –ژاپن -توکیو