
اتحاديه فرش دست بافت ايران در ژاپن

![]()
2006 © Persian Hand woven Carpet Association - All Rights Reserved
|
خانم کازوکو فوکامي در همايش فرش توکيو: چرا منِ ژاپني به فکر بافتن قالي ايراني افتادم |
2009/04/20
من حدوداً ٤٠ سال پيش، زماني که هنوز در سنين دهسالگي بودم، در يک منزل ژاپني با يک قطعه قالي که در زير نورافکن به خوشرنگي ميدرخشيد برخورد کردم. روي اون که نشستم، نرمي مخملمانند پشم گوسفند احساس بسيار دلپذير و لذتبخشي داشت. رنگ قرمز پرقدرت و نقش عرفاني و پرنگار آن چشمان مرا مسرور و مجذوب کرده، و مرا اسير خود ساخت. من مبهوتانه به اين فکر ميکردم که اين قالي چرا اينقدر نرم و لطيف است، چگونه ميتوان اينچنين رنگ قرمز پررنگي را توليد کرد. و باز با خود پنداشتم که چرا اين فضا در انسان يک احساس سرزندگي، سواي محيط تاتامي ژاپني، ايجاد ميکند. درست نميدانم که صاحبخانه محل بافت آن قالي را کدام قسمت از ايران گفت، ولي بخاطر دارم که آنرا قالي ايراني معرفي کرد. پس از آن، در فرصتهائي که براي ديدن قالي ايران در نمايشگاهها و موزهها بود، اين را آموختم که ارزش قالي ايران در حدّي است که گفته ميشود "قالي يعني قالي ايران". و از آن به بعد به فراگيري پيشينۀ فرهنگي قالي ايران علاقمند شدم. در اينچنين موقعيتي، به معرفي خويشاوندي که در مورد ايران پژوهش ميکند، با مرحوم استاد もりお おおの که پيشرو پژوهش در مورد روستاهاي کشاورزي ايران است و به قالي ايراني نيز علاقمند بود آشنا شده و از حدود دوران انقلاب به ايران رفتم. در ايران به يکي از آشنايان استاد おおの که در آن زمان در تهران اقامت داشت معرفي شدم، و در ضمن زندگي در يک خانۀ ايراني به فراگيري فن قاليبافي پرداخته، و موفق شدم در ژاپن يک قطعه قالي ايراني کوچک را ببافم. فرصت خوبي است که کمي در مورد قاليبافي توضيح بدهم. در وحلۀ اول، دستگاه قاليبافي نوع افقي و نوع عمودي دارد. دستگاه افقي که عموماً چادرنشينان از آن استفاده ميکنند، براي سهولت در حمل و نقل قابل باز و بسته کردن است. ولي نوع عمودي آن عموماً بطور ثابت نسب ميشود. روش عملي بافت را، آنطور که در ايران از استادم که در يک شرکت دولتي قاليبافي کار ميکرد آموختهام توضيح ميدهم. اول، نخ کرک لازم براي درست کردن نقش زمينه را شکل گلوله کرده، و از بالاي دستگاه آويزان ميکنيم. سر نخ را کشيده، و مطابق با نقشِ طرح آن را به دو تار گرهزده، حدود يک سانتيمتر باقي گذارده و با دمۀ قلاب آنرا ميبريم. از کنار که نگاه کنيم سرنخ در سطح افقي ايستاده ديده ميشود. پس از گره زدن نخ کرک، دو پود را از آن ميگذرانيم. دوم پود را با استفاده از شانه زدن يکي يکي با دقت در راستاي تار بافته و پيش ميرويم. سپس همۀ آنرا مجدداً با شانه شانه زده و بافت را محکم کرده، در هر دو رديف بلندي کرک را با قيچي قاليبافي به ارتفاع کمتر از يک سانتيمتر ميبريم. موضوع حائز اهميت در قاليبافي ايران، دقت عمل در بافت اين پود است. اگر شل باشد و يا بيش از حد کشيده شده باشد، قالي بيش از حدّ نرم يا خيلي سفت و محکم از کار در ميآيد. و براي اينکه نقش قالي به خوبي ديده شود در آخرکار خامه در ارتفاع کوتاه بريده و مرتب ميشود. به اين ترتيب، من به مرحلهاي رسيدم که بتوانم قالي ايراني ببافم، ولي روزي، دوستي به من گفت که اگر به اين شکل در ژاپن قالي ببافم نيز، آن را نميتوان قالي ايراني ناميد. فرضاً اگر طرحي که توسط يک ايراني ابداع شده، با دستگاه بافندگي ايراني، با استفاده از نخي که توسط يک ايراني رنگرزي شده و با فنون قاليبافي سنتي ايراني بافته شود نيز، اگر در ژاپن بافته شده باشد متأسفانه فقط تقليدي از قالي ايراني شناخته شده و نميتوان آنرا قالي ايراني خطاب کرد. قالي ايران، براي زندگي ايرانيان واجب بوده و يک وسيله لازمۀ زندگي محسوب ميشود که محيط وفضاي سکونت را تعيين ميکند. ولي براي مردم ژاپن قالي يک وسيلۀ واجبِ زندگي نيست. وقتي به اين موضوع پي بردم، عميقاً احساس کردم که نه تنها بافندگي، بلکه لازم است در زمينۀ مسائل مختلف مربوط به قالي نيز تحقيق و پژوهش کنم.
و در جريان همکاري در ترجمۀ کتابي تحت عنوان "صنايع سنتي ايران: پيشرفت، فنآوري و تأثير آنها بر تمدن شرق و غرب" که Hans E. Wulff قبل از انقلاب در مورد فنون سنتي نقاط مختلف ايران تحقيق کرده و توسط دانشگاه صنعتي ماساچوست انتشار داده است، به اين امر پي بردم که در ايران علاوه بر قالي، فنون گوناگوني از قبيل زري بافي يا گليم و غيره نيز وجود داشته، و شناختن اين فنون بافندگي، به معني آشنائي با سرمنشأ فنون بافندگي (فن نساجي الياف) که ميراث نسل بشر است ميباشد. در مورد دار بافندگي، دار ترمهبافي ايران که الگوياوليۀ دار بافندگي نقش برجسته، يا "ジャカード" است، و يا دار عمودي که براي بافتن زيلو در مِيبدِ يزد استفاده ميشود و ميتوان آنرا مشابه بافندگي کفپوش "花ござ" در ژاپن معرفي کرد را بازديد کردم. در مورد رنگرزي، در تبريز از رنگرزي روناس با مواد رنگرزي طبيعي ديدار کردم. در ژاپن براي رنگرزي نخ ابريشم با استفاده از روناس که ماده اوليه رنگ قرمز است، مقدار روناس مورد استفاده ٥٠ درصد مقدار نخ ميباشد. ولي در تبريز با اين امر آشنا شدم که در ايران اين نسبت ٢٠٠ درصد است. يعني تقريباً ٤ برابر آنچه در ژاپن استفاده شده را به کار برده و قرمز پررنگي توليد ميشود. به اين شکل، من به نقاط مختلف ايران سفر کرده و از روشهاي بافندگي سنتي و همچنين فنون رنگرزي باقيمانده از گذشته ديدار ميکنم. درحال حاضر، در حال تحقيق از زواياي مختلف در مورد قالي ايران هستم. و هدف نهايي از فعاليت فعليام اين است که در مورد مواد طبيعي رنگرزي از دست رفته ايران پژوهش کرده، و شخصاً طراحي کرده، و با استفاده از روناس براي توليد دسته رنگهاي قرمز، نيل براي دسته رنگهاي آبي تا سبز، و گياه زليل براي سلسله رنگهاي زرد و غيره، همراه با بکارگرفتن رنگهاي ايران در بافندگي ژاپن، فنون سنتي ايراني را احيا کرده، فنون سنتي در حال از دست رفتن دو کشور را تلفيق داده و بافت نويني را ابداع کنم. به اين خاطر، در حال حاضر در صدد برنامهريزي براي بررسي گياهان ايران هستم. متأسفانه از آنجائيکه مطالب و مراجع مربوط به اصول رنگرزي با استفاده از مواد طبيعي ايران کم است، لازم است اينگونه مطالب را نيز جمعآوري کنم. براي نيل به اين مقصود، از آنجائيکه بافندگي کار وقتگيري است، انرژي و پشتکار زيادي لازم است. ولي من تلاش ميکنم که به نتيجه مطلوب برسم، و از حضار محترم نيز تقاضاي هدايت و همکاري دارم. |
![]()
| صفحه اول |
| اطلاعیه های اتحاديه |
| رويدادها فرش دستبافت |
| خبرهاای فرش دستباف |
| مقاله های فرش دستباف |
| جغرافياي فرش دستباف |
| لینکهای ا تحاديه |
| نامه های زسیده به اتحاديه |
| در باره اثحادیه |
| تماس با ما |
|