本文へジャンプ

`日本語
اتحاديه فرش دستبافت ايران
در ژاپن


متن کامل اساسنامه پیشنهادی اتحادیه فرش دستباف ایران در ژاپن

اعضاءاتحادیه فرش دستباف ایران
شرایط پذیرش عضو


تسهیلات جهت اعضاء اتحاديه فرش دست بافت ايران

2006 © Persian Hand woven Carpet Association - All Rights Reserved

نمايشنامه کمدي چوپان فداکار !!در دو پرده:::::::
دکتر فرجي متوسط دستمزد ماهيانه بافندگان را حدود 40هزار تومان اعلام کرد!

87/12/1- کارپتور
    طنز: عليرضا قادري
    
   
 نمايشنامه چوپان فداکار !!
   
در دو پرده
       
اولين طرح از سري طراحيهاي قالي عليرضا قادري. عنوان: چو ايران نباشد تن من مباد
اولين طرح از سري طراحيهاي قالي عليرضا قادري. عنوان: چو ايران نباشد تن من مباد

    پرده اول:
    صداي پيرمردي در تاريکي صحنه پخش مي شود که با جديت و لهجه شيريني ميگويد:
    ها... پَسَسسرِم... خيييييييييوب ميواظب با شيطيون گيلت نزنه!
    
    صداي راوي:
    دکتر مرتضي فرجي رئيس مرکز ملي فرش ايران بقول بر و بچز End آمار و آمارپراکني دليرانه است. روح سلحشور و عشايري اين مدير دائماً خندان عزيز اساسا زير بار عدد و رقم پائين نرفته و نمي ره. اصلا معني نداره. ما مادر فرش رو به عزايش... ببخشيد... مادر توليد فرش دنيا باشيم... بعد بياييم هلک و هلک بگيم ما همش 4 ميليون متر -حالا مربع يا مکعب چه فرق ميکنه - توليدات داريم و اينا!!؟؟ ... اصصصلاً... عمراً...!
    ما که داريم ميگيم... ؟! خوب يه دفه يه چيزي بگيم که چيز باشه. تو چشا بياد . رقيب کف اش ببره...
    اين عزيز ، البته نه اينکه خودش هم از اين وضع خودش راضي باشه ها... نع...، کلي رو خودش کار ميکنه که آمار نده. ولي بي کردار اين ميگرووفون لاکردار ، اصلش انگار ماکسي فونه . چشممش که به اين لاکردار ميافته شيطون گولش ميزنه . ميره زير جلتش ... هي ميگه: بوگو... بوگو.... اينقده ميگه... که خوب هر کي باشه کم مياره.......
    ها... ها... همين پريروز.. کشتيارش شدن تا ته مجلس اصلا لام تا کام نگفت که نگفت. اما اين بي کردارو که آوردن جلو چشاش خوب آدمه ديگه ... ميگه... اگه آدم گول نخوره ... پس شيطون چيکاره اس و چه صيغه ايه ..... خوب تونم باشي گول موخوري..
    آره جونم برات بگه... اين ر قمي شد ... ييهووو اين آمار لاکردار در رفت. اونم چه در رفتني... تا اومد بجنبه ديد شيطونه کار خودشو کرده و اونم گفته که ماهي 50 ميليون متر اونم مکعب!! توليدات داريم. تا چش حسود در آد.
    
    حالا يه مرکز مونده و يه روابط عمومي و اينهمه خبرنگار نا لايق و کار نابلدي که خودشون عقلشون نمي رسه که بابا حالا اين طفلک گفت. تو اگه مار زيرت ننشسته، چرا ورداشتي نوشتي؟ اي بشکنه اون قلمت و قلم دستت با اون خبرنگارکاري کردنت. بي سوات!
    
    اِ اِ اِ.... ورداشته هر چي شنيده نوشته بي انصاف. حالا کدومش رو درست کنيم؟ متر مکعب رو درست کنيم 50 ميليونو چيکارش کنيم. اينو درست کنيم توليد ماهيانه رو چه خاکي تو سرش کنيم. ذليل شن اين خبرنگارا که پاک عقلشون تو گوششونه. خوب مرد حساب گيرم ما گفتيم. تو چرا عقلتو بکار ننداختي؟ مگه 50 هزار کيلومتر يه قروون و دوزاره؟ اونم تو يکماه! نميخواس خودت بفهمي؟
    
    فضا: در انتهاي صحنه تاريک، چند تا زن با لباسهاي محلي مندرس رنگ و وارنگ، دارن با موسيقي لري حرکات موزون از خودشون در مي کنن و پشت سرشون رو ديوار نمايش، صحنه هايي از گره زدن نخاي رنگي و کوبيدن دفه توي تصوير پيرمردي که داره يک کلاف گنده و سنگينو از توي يه ديگ رنگ در حال جوش بزحمت در مياره فيد بک ميشه....
    
    صداي همهمه غير واضحي صحنه رو پر کرده. يکي از اون وسط با لحن ترسيده ولي آمرانه اي ميگه:
    حالا اينه ديگه. چيکارش ميشه کرد.... تکذيب ميکنيم. .........ميندازيم گردن اين ذليل شده ها.......... ميگيم عوضي شنيدن......... آخه کدوم آدم عاقلي، اونم از نوع مديرش، چنين خبطي ميکنه که تو ورداشتي نوشتي... ها؟ آخه کته کلله... نميخواس يه جو عقلتو قاضي کني؟ چيکار کنيم از دست اين روزنامه چي جماعت. گيري افتاديم ها!!
    
    و ادامه ميده. ايندفعه قاطع و کوبنده:
    تکذيب کنيد آقا. تکذيب کنيد!
    
    صداهاي جواني در هم مي پيچد و اشباحي در تاريکي صحنه از اينطرف به آنطرف مي دوند و همونطوري که شلوغ و يدفه وارد صحنه شدن، يه دفه هم محو ميشن در حالي که صداهاي جواني بلند و کوتاه تکرار مي کنند:
    ..... تکذيب مي شود !
    
    ***
    
    پرده دوم:
    موقعيت: داخلي . روز . اتاق معاون مرکز.
    آدمهاي صحنه: معاوني که مو به سرش.... ببخشيد به تنش سيخ شده. مدير روابط عمومي در آستانه در ورودي اتاق با کپي خبر يه سايت و چشماي از حدقه بيرون زده، نه از ترسا... از تعجبز !
    
    صحنه فريز ميشه. يعني فريز شده... چاي ديشلمه قند پهلويي روي ميز معاون وق زده و بخار از کللش به هوا پا ميشه! بقيه لوازم اداري هم اداي فنجونو درآوردن و دارن از کللشون دود هوا مي کنن.............
    همينطور که پرده ها پائين ميان و صحنه تاريک ميشه صداي کف مرتبي!! معلوم نيست از کجا بلند ميشه... و يه عده هم سوت بلبلي ميزنن...
    صداي هراسون آبدارچي که از پشت شاهد ماجراست تو فضا پخش ميشه که به منشي دفتر ميگه : ببرم اين آب يخو توو بدم به آقا...
    صداي منشي در حالي که با کلافگي ميگه: تو هم وخ گير آوردي تو اين بلبشووووو ..... تو صحنه فيد ميشه.
    از لاي پرده اي که حالا ديگه داره کاملا بسته ميشه، کاغذ دست مدير روابط عمومي همينطور که سر ميخوره طرف تماشاچي ها، به تعداد زيادي تکثير ميشه و يکيش لب سن تو حالت تعليق ميمونه.
    
    روش نوشته: همزمان با صدور اصلاحيه روابط عمومي مرکز ملي فرش ايران در مورد اشتباه خبرنگاران در انتقال مطالب و فرمايشات وزين رياست محترم مرکز ملي فرش ايران که رقم توليدفرش را 50ميليون متر مکعب! اعلام کرده اند، اشعار ميدارد که اين رقم حدود 5 ميليون متر در سال است.... رئيس مرکز ملي فرش در مصاحبه منتشره در روزنامه خراسان ميزان توليد فرش کشور را 6 ميليون متر مربع اعلام نمود. وي همچنننننننييين...............
    روي صحنه ميون زمين و هوا عبارت تموم شد. آخرشه با نخ آويزان ميشه.
    
    موقعيت: خارجي روز روشن...! نمايش تموم شده. يه نگهبان سيبيلو با لباس آبي و يه کلاه سورمه اي در خروجي تماشاخونه رو روبه خيابون وا ميکنه و ميره کنار تا آدما رد شن.... هيشکي از در بيرون نمياد. نگهبان به ساعتش نيگا ميکنه. نگاهي به چپ و راستش ميندازه همونطور که بطرف درا ميره که ببندتشون شوونه هاشو بالا مياندازه. و تصويرش پشت انعکاس نور بيرون، پشت شيشه هاي در گم ميشه. 


از دگر کارهای عليرضا قادري
نمايشنامه کمدي چوپان فداکار !!
پوستر سومين دوره تجليل از اساتيد فرش دستباف ايران منتشر شد
کاريکاتورهاي مطبوعاتي عليرضا قادري
تاريخ بلبلي قسمت اول
تاريخ بلبلي قسمت دويم

اتاق فکر فرش ايران در ژاپن


اتاق فکر فرش ايران در ژاپن

اتحادیه فرش دستباف ايران در ژاپن

اتحاديه فرش دستبافت ايران

در ژاپن

همچنين در اين بخش بخوانيد... بازگشت تماس با ما در باره اثحادیه صفحه اول