فرشبافي استان خراسان جنوبي در آستانه تعطيلي كامل ! مقصر كيست؟

Dated 2010.01.10

عبدالله احراري پژوهشگر و عضو انجمن علمي فرش ايران

18/7/89

عبدالله احراري

در بازديدم از نمايشگاه  فرش نوزدهم تهران بطور ناخود آگاه و بنا بر حس ناسيوناليستي نيم نگاهي هم به كيفيت حضور فرش استان خراسان جنوبي در اين نمايشگاه داشتم،چرا كه هم بيرجندي هستم و هم در طول يكسال گذشته گزارشهايي از زوال و انحطاط قالي بيرجند از طرق مختلف دريافت نموده بودم !

اطلاع دقيقي از كيفيت خدمات ارايه شده توسط دستگاههاي دولتي و بالاخص سازمان بازرگاني خراسان جنوبي به فرشبافان استان همانند تعداد بافندگان برخوردار از بيمه تامين اجتماعي،ميزان تسهيلات پرداختي به توليد كنندگان فرش،تعداد اتحاديه صنفي بافندگان تشكيل شده در سطح استان، مجتمع هاي قاليبافي ايجاد شده، تعداد كارت شناسايي و پروانه تاسيس صادره براي توليد كنندگان متمركز ، غير متمركز ، بافندگان وسايرمشاغل فرش و بسياري از عمليات اجرايي متولي فرش در استان نداريم و البته دانستن بسياري از آنها (به استثناي تعداد بافندگان برخوردار از تامين اجتماعي) چندان جاذبه اي ندارد و تنها براي مديران دولتي كارساز است ! وبراي جامعه فرش ايران و دوستداران  آن مهم خروجي برنامه هاي بخش دولتي و خصوصي در جهت ارتقاي كمي وكيفي فرش  منطقه خراسان جنوبي و ساير استانهاست!

فرش بيرجند در شرايطي روزهاي ياس ، نااميدي ودلسردي بافندگان خود را ميگذراند كه در گذشته اي نه چندان دورهم از نظر تعداد كارگاههاي قاليبافي فعال و هم از نظر ميزان ارزش افزوده حداقل در سطح خراسان  بزرگ و شرق كشور بالاترين رتيه را داشته است.

كيفيت وكميت حضور فرش بيرجند درنمايشگاه نوزدهم،وجود صدها دار قاليبافي راكد در كوچه هاي محلات مختلف بويژه در سطح شمال شهر بيرجندو روستاهاي تابعه واز همه مهمتر كاهش ارزش افزوده فرش شهرستان بعنوان ريشه بوجود آمدن اين شواهد، حكايت از ركود وبحران مضاعف درقاليبافي بيرجند و ساير مناطق فرشبافي استان خراسان جنوبي دارد ،اگر براي اين بحران انديشه و راهكاري در نظر گرفته نشود فرشبافي در اين استان در آينده نزديك به فراموشي سپرده خواهد شد

براي ما بسيار اسفناك است كه در استاني مثل خراسان جنوبي و شهري همانند بيرجند كه از مهمترين قطبهاي قاليبافي در سده اخير بوده ،توليد كننده فرش تجاري است و بازارهاي جهاني با سبك كارآن آشناست ،چندين سال است كه با خشكسالي مواجه و در بسياري از روستاها تنها ممر درآمد همين قاليبافي است ، بافندگان فرش آن قاليبافي را رها و دارهاي قاليبافي خود را به بدترين شكل ممكن رها مي سازند(بالاخص در فرهنگ ما بيرجندي ها كه معمولا" اكثر وسايل را براي روز مبادا نگهداري مي نماييم!)

اما ريشه اين بحران  در كجاست و مقصر كيست؟ صرفنظر از آنچه بعنوان كلان موضوع فرش ايراني را در دهه اخير ضعيف نموده عواملي نيز در منطقه باعث تشديد بحران در فرش خراسان جنوبي شده است كه مهمترين آنها به شرح زير است:

1-عدم توجه كافي سازمان بازرگاني استان: اين سازمان به دلايل مختلف منجمله نداشتن نيروي مديريتي و جايگاه تشكيلاتي ضعيف فرش(در حد يك كارشناس و كمك كارشناس)كارنامه درخشاني در ارايه خدمات به بافندگان فرش و سياستگذاري اصولي در هدايت فرش استان ندارد

2-ضعف ساختاري تشكلهاي صنفي و توليدي فرش:تا آنجا كه اطلاع دارم تمامي امور صنفي توليد كنندگان فرش استان توسط اتحاديه توليد كنندگان فرش استان(اين هم بطور استثنا فقط در خراسان جنوبيو يكي دو استان ديگر!)انجام ميگردد اگر چه هيئت مديره  و بويژه رييس محترم اتحاديه از پيش كسوتان فرش استان هستند ولي به دلايل مختلف اين اتحاديه نيز نتوانسته قدمي در جهت رفع مشكلات فراروي فرش استان بردارد.تشكلهاي بزرگ توليدي استان نيز دامنگير مسايل و مشكلات مديريتي بوده و اساسا" ماداميكه بافنده اي نباشد طبعا" تشكلهلي خلاق و پويا نخواهيم داشت.شركتهاي تعاوني توليد كنندگان فرش روستايي شهرستانهاي سربيشه،نهبندان،قاين فعاليت خود را تعطيل نموده و شركتهاي تعاوني توليدكنندگان فرش روستايي بيرجند  و فردوس كه تا چندي قبل بالغ بر چهار هزار عضو فعال داشتند اكنون تعداد اعضاي آن به كمتر از 1200نفررسيده است.تشكلهاي صنفي و توليدي فرش تحرك كمي حداقل در حد بسياري از استانهاي ديگروايضا" حداقل در حد ارايه گزارشي  شفاف به مقامات مافوق از آنجه بر فرش استان ميگذرد نداشته اند،تشكلهاي توليدي فرش استان نيز در جهت تغيير طرحهاي رايج حداقل از نظر رنگبندي در جهت جلب نظر مشتري و افزايش توان اين فرش بر نداشته و در يك كلام اين كشتيبدون ناخدا را موج درياي روزگار به ناكجا آباد مي برد!

3-تجاري بودن فرش استان:موانع صادراتي و كاهش حضورفرش ايراني در بازارهاي جهاني همه بافندگان فرش كشور را متضرر نموده اما در مورد فرش استان خراسان جنوبي كه طرح غالب آن ماهي در هم و خشتي ميباشد و دربازار داخلي ازتقاضاي كمتري برخوردار است زيان مضاعفي را به بافندگان تحميل و دور باطل توليد پست و فقر بافنده را افزايش داده است.ميانگين فروش توليدات تجاري بيرجند در نمايشگاه نوزدهم به ازاي هر مترمربع يكصدهزار تا حداكثر يكصد و بيست هزار تومان بوده اكنون اگردقيقا" محاسبه نماييد درآمد روزانه بافنده فرش كمتر از سه هزار تومان ميگردد.اين موضوع بسيار تلخ را بايد  حتي افرادي همانند من كه صرفا" از دوستداران فرش هستيم بر خود نبخشيم و  آنرا به عنوان لكه سياهي در زندگي خود بدانيم تا چه رسد به عزيزاني كه در اين خصوص مسئوليتي دارند.مشكل اصلي در همين جا نهفته است كه اكنون بافنده بيرجندي احساس مينمايد كه كار در كارگاه قاليبافي تفاوت چنداني با بيگاري نمي نمايد در نتيجه رغبتي به قاليبافي از خود نشان نداده و يا اگر هم مشغول بافت است چنان با ياس و دلسردي اين كار را انجام ميدهد كه تو گويي تك تك گرهها و خفت هاي قالي نيز بر آن شهادت ميدهند.

................................................................................

درخانه اگر كس است

صحبت در اين خصوص بس است

 



  همچنين در اين باره بخوانيد:

本文へジャンプ
`日本語
اتحاديه فرش دستبافت ايران
در ژاپن


متن کامل اساسنامه پیشنهادی اتحادیه فرش دستباف ایران در ژاپن

اعضاءاتحادیه فرش دستباف ایران

شرایط پذیرش عضو


تسهیلات جهت اعضاء اتحاديه فرش دست بافت ايران

های فرش دستبافت ايران


برگزاری نمایشگاه ها وسمینارهای فرش دستباف در ايران و ژاپن



گزارش تصوری از سمینارعالی فرش دستباف ایران در ژاپن



نخستين کارگاه آموزش عالي شناخت فرش ایران در ژاپن


همچنين در اين بخش بخوانيد... بازگشت تماس با ما در باره اثحادیه صفحه اول
اتحاديه فرش دستباف ايران در ژاپن

2006 © Persian Hand woven Carpet Association - All Rights Reserved

جناب آقای سید عباس عراقچی سفیر محترم جمهوری اسلامی ایران روابط عمومی مرکز ملی فرش ایران–ژاپن -توکیو